كند ، يا زيانى برساند ، يا حيلتى بيفكند ، بيگانه از ما باشد .
وقتى در مسجد خيف ايستاد :
فقال : نصر اللّه عبدا سمع مقالتي ، فوعاها و بلّغها من لم يسمعها فربّ حامل فقه إلى من هو أفقه منه ، و ربّ حامل فقه إلى غير فقيه . ثلاث لا يغلّ عليهنّ قلب امرئ مسلم : إخلاص العمل للّه ، و النّصيحة لأئمّة المسلمين ، و اللّزوم لجماعتهم . المؤمنون إخوة ، تتكافؤ دمائهم و هم يد على من سواهم ، يسعى بذمّتهم أدناهم .
مىفرمايد : خدا نصرت دهد بندهاى كه كلمات مرا شنيد و ضبط كرد و برسانيد بدان كس كه نشنيده ، چه بسيار كس كه علم را به سوى داناتر از خويش حمل دهند ، و چه بسيار كس كه علم را به سوى مردم نادان حمل كنند . سه چيز است كه دل مؤمن در آن خيانت نكند : نخست اخلاص عمل است در راه خدا ، و ديگر متابعت پيشوايان دين است در قول و فعل ايشان ، ديگر مواظبت در نماز جماعت است با ايشان . مؤمنان در طريق دين برادرانند خونهاى ايشان را در قصاص و ديه پست و بلند نباشد ، و تمامت در رفع دشمن دين هم پشت و همدستاند ، چنان كه گوئى يك دست باشند و اگر ضعيفترين ايشان لشكر بيگانه را امان دهد ، بر ذمّت تمامت سپاه مسلمين است كه بپذيرند و نقض عهد او نكنند .
و قال : اذا بايع المسلم الذّمىّ فليقل : اللّهمّ خر لي عليه ؛ و اذا بايع المسلم فليقل :
اللّهمّ خر لي و له . چون مسلم از مردم ذمّى چيزى ابتياع كند بايد بگويد : الهى مرا خير بده بر ضرر او ، و اگر از مسلمى بخرد بايد بگويد : مرا و او را در اين بيع و شرى خير كرامت فرما .
فقال : رحم اللّه عبدا قال خيرا فغنم او سكت عن سوء فسلم : خداوند رحمت كناد بندهاى را كه سخن خير گفت و غنيمت برد ، و از بد زبان بست و به سلامت ماند .
و قال : ثلث من كنّ فيه استكمل خصال الايمان : الّذى اذا رضى لم يدخله رضاه فى باطل ، و اذا غضب لم يخرجه الغضب من الحقّ ، و اذا قدر لم يتعاط ما ليس له :
سه خصلت ايمان را تكميل كند : نخست چون كس كامروا گردد كار به باطل نكند ، و ديگر چون خشمگين گردد از حدود خداوند بيرون نشود ، سه ديگر چون نيرو يابد دست به چيزى كه روا نيست نبرد .
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 2190
مساهمون: لسان الملك سپهر
ص٢١٩٠