تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1940

مساهمون:

ص١٩٤٠
ابن قتيبه گويد : اميّه قرائت صحايف آسمانى همىكرد و از اطلاع بر آن كلمات ادراك فيضى نمود و از عبادت اوثان « 1 » دست بازداشت و گاهى در اشعار خويش ياد از انبياء همىكرد و مردم عرب از آنچه او را از كتب پيشينيان مشاهده رفته بود دانا نبودند و بعضى قصص اگر چه منصوص و معتبر نيست از كلمات او مىشنودند ، چنان كه در اين مصرع گويد :
و خان امانة الدّيك الغراب
مردم عرب افسانه كنند كه خروس نديم غراب بود و غراب با او غدر كرد و او را در نزد خمار گروگان « 2 » گذاشت و خمر بگرفت و برفت و بازنيامد و خروس در نزد خمرفروش محبوس بماند . و نيز اميّه گويد :
يبغى القرار لامّه ليجنّها * فبنى عليها فى قفار ثهمد
فيزال يدلج ماشيا بجنازة * منها و ما اختلف الحديث المسند
افسانه كنند كه چون مادر هدهد بمرد او را بر سر نهاد تا موضعى از بهر دفن او طلب كند ، پس نقبى در سر او پديد شد و همان قبر او گشت و نتن « 3 » ريح هدهد و اين بوى بد كه از او استشمام مىشود به جهت مردارى است كه در مغز او جاى دارد و نيز اميّه گويد :
ممر و ساهور يسلّ و يغمد
اهل كتاب گويند : ساهور غلاف قمر است هنگام كسف « 4 » در آن غلاف شود . و نيز او راست :
و الشّمس تطلع كلّ آخر ليلة * حمراء يصبح لونها يتردّد
ليست بطالعة لهم فى رسلها * الّا معذّبة و الّا تجلد
گويند : وقتى شمس غروب مىكند مىگويد : ديگر طالع نخواهم شد و بر قومى نخواهم تافت كه سر از خداوند بارى تافته مرا عبادت كنند ، لاجرم به فرمان خداوند او را دفع مىدهند تا طلوع كند . و گويند : نام خداوند در فوق ارض سلطليط است . بالجمله اين كلمات در ميان عرب شناخته نبود و اميّه از مطالعه اين كتب دانسته
هامش
( 1 ) . اوثان جمع وثن : بت‌ها را گويند . ( 2 ) . گروگان : گروكردنى را ( مرهون ) گويند . ( 3 ) . نتن : بوى ناخوش . ( 4 ) . كسف : گرفتن ماه را گويند .