هفتم : از بهر ضياى طريق : سراج و منير .
هشتم : از بهر نصيحت و اندرز : ذكر و مذكّر .
نهم : از بهر غلبه حجّت : شاهد و شهيد .
دهم : از بهر ظهور دلالت : برهان و بنيّه .
يازدهم : از بهر ظفر و نصرت : ولى و نصير .
دوازدهم : از بهر تعظيم ضوابط ملّت : مؤمن و حنيف .
سيزدهم : از بهر تصديق راشدين : مصدق و مكتوب .
چهاردهم : از بهر تقرّب و اختصاص خلوت خاص : مزمّل و مدّثّر .
پانزدهم : از بهر رمز و تلميح : طه و يس .
شانزدهم : از بهر عيان و تصريح : محمّد و احمد عليه الصّلاة و السّلام .
ذكر بعضى از اسامى رسول خداى كه محققين عرفاء به طريق مجاز نقل كردهاند
محققين عرفا در تحقيق حقيقت محمّديه و برزخيّت آن حضرت ، در « شواهد النّبوة » اسامى و القاب چند به حضرت او منسوب داشتهاند و من بنده در كتاب اول ناسخ التواريخ اين معنى را در ايراد مبداى آفرينش به شرح رقم كردهام . بالجمله :
اول : تجلّى را كه صورت معلوميّت ذات است از براى تجلى اول و تعيّن اول و مجلى اول و منصبه اولى و حقيقة الحقايق و حقيقت محمّديه گويند و رسول خداى صورت وجودى آن را به نور و روح و عقل و قلم تعبير فرموده و شرح اين كلمات نيز مرقوم افتاد .
مع القصه تعيّن اول را برزخ اعظم و اكبر نيز خوانند و بدين بهره برزخيّت كه واسطه بين وجوب و امكان است حقيقت اقتصاد و اعتدال موجودات است ؛ و بدين اعتدال موجودات مهبط فيوضات وجود گرديده بالعدل قامت الاشياء .
و همچنان انسان كامل ، و عين العالم ، و عين مقصود ، و غايت مطلوب ، و عمل معنوى ، و ظلّ اللّه ، و حجّة الحق على الخلق ، و الماسك به و الممسوك لاجله ، و مرآت