انشاد كرده راه مدينه پيش داشت ؛ و طىّ مسافت كرده به مدينه آمد . و نخستين نزد ابو بكر شد و او را دليل راه سلامت كرد و ابو بكر او را برداشته به مسجد آورد . و كعب چهرهء خود را به دامن عمامه پوشيده مىداشت تا مبادا كس او را بشناسد ، و قبل از امان و ايمان خونش بريزد . چون در برابر پيغمبر بايستاد ، ابو بكر عرض كرد : يا رسول اللّه اينك مردى است از عرب و همىخواهد به شرط اسلام با تو بيعت كند .
پس پيغمبر دست فراداشت و كعب بيعت كرد ، آنگاه گفت : بأبى أنت و أمّى يا رسول اللّه هذا مقام العائذ بك أنا كعب بن زهير .
و بىتوانى قصيدهاى كه به نظم كرده بود خواندن گرفت . چون بدين شعر رسيد .
انّ الرّسول لسيف يستضاء به * مهنّد من سيوف اللّه مسلول
پيغمبر فرمود : بگوى : انّ الرّسول لنور و چون اين شعر را قرائت كرد :
لا يوقع الطّعن الّا فى نحورهم * اما لهم عن حياض الموت تهليل « 1 »
و از اين گونه در چند شعر اعتراضى بر انصار مىرفت ، مهاجرين را ناگوار افتاد ، گفتند : ما رضا ندهيم كه مدح ما را در هجاى انصار باز نمائى . كعب از در معذرت اين شعر در مدح انصار گفت :
من سرّه كرم الحياة فلم يزل * فى مقنب من صالحى الانصار
الباذلين نفوسهم لنبيّهم * عند الهياج و سطوة الجبّار
هامش
( 1 ) . ابن اثير گويد : بعد از قرائت اين بيت [ معنى : اگر نيزه بر ايشان آيد بر گودى زير گلويشان فرو رود ( از آن رو كه هرگز پشت به پيكار نمىكنند ) ايشان را از شنا كردن در آبگيرهاى مرگ هيچ باكى نيست ] ، پيامبر خدا به قريش نگريست و ايشان را فرمود خاموش باشند و گوش فرا دهند . او سخن خود را چنين دنبال كرد :يمشون مشى الجمال الزّهر يعصمهم * ضرب اذا عرّد السّود التّنابيل[ معنى : درخشان و استوارند و به سان اشتران جوان و زيبا راه مىروند . فرو كوفتن بازوان توانا ايشان را پاس مىدارد و اين به هنگامى است كه سياهان كوتاهاندام رو به گريز نهند ] . اين بيت واپسين ( گريختن سياهان كوتاهاندام ) زخم زبانى به انصار بود . از اين روى قرشيان اين گفته را ناخوش داشتند و گفتند : ما را نستودى كه ايشان را نكوهش كردى . اين سخن از او نپذيرفتند و نكوهش او بر انصار گران آمد . آنان از او گله كردند و او در ستايش ايشان گفت :من سرّه كرم الحياة فلا يزل * فى مقنب من صالحى الانصاريعنى : هركه را گرامى بودن زندگى شادمان سازد ، بايد كه روزگارى در ميان سواركاران از نيكوكاران انصارى سپرى كند ( تاريخ كامل ، 3 / 1137 ) .