و در خانه ببست و در زاويهاى بخزيد .
[ بخشيدن رسول خداى انس بن زنيم را ]
اما انس بن زنيم يك تن از قبيلهء بنى بكر بود و رسول خداى را هجا مىگفت ؛ لكن قبل از فتح مكه وقتى بشنيد كه رسول خداى خون او را هدر ساخته سخت بترسيد و اين قصيده را به نظم كرده به حضرت رسول فرستاد :
و انت الّذى تهدى معد بامره * بك اللّه يهديها و قال لها ارشدى
فما حملت من ناقة فوق كور « 1 » ها * ابرّ و اوفى ذمّة من محمّد
احثّ « 2 » على خير و اوسع نائلا * إذا راح يهتزّ اهتزاز المهنّد
و اكسى لبرد الحال قبل ارتدائه * و اعطى لراس السّابق المتجرّد
تعلّم رسول اللّه انّك مدركى * و انّ وعيدا منك كالاخذ باليد
تعلّم رسول اللّه انّك قادر * على كلّ حىّ من تهام و منجد « 3 »
و نبىّ رسول اللّه انّى هجوته * فلا رفعت سوطى الىّ اذا يدى
سوى انّنى قد قلت يا ويح فتية * اصيبوا بنحس يوم طلق و اسعد
اصابهم من لم يكن لدمائهم * كفيّا فعزّت عبرتى و تلدّدى
ذئيبا و كلثوما و سلمى تتابعوا * جميعا فالّا تدمع العين اكمد « 4 »
على انّ سلمى ليس منهم كمثله * و اخوته او هل ملوك كاعبد
فانّى ما عرضا خرقت و لا دما * هرقت ففكّر عالم الحقّ و اقصد « 5 »
هامش
- غرش شير و هياهوى قهرمانان را داشتند ( تاريخ كامل ، 3 / 1102 ؛ مغازى ، 2 / 633 ) .
( 1 ) . كور : زين است ، پالان و ساختگى آن .
( 2 ) . حثّ : برانگيختن .
( 3 ) . تهام و منجد : غرض مردم تهامه و نجد است .
( 4 ) . اكمد : حزن شديد ، مرض قلب .
( 5 ) . آيا تو آنى كه معد به فرمان او رهنمون گرديد و خداى ايشان را هدايت كرد و به تو گفت گواه باش ، هيچ مركوبى بر پشت خود ، وفادارتر و بهتر از محمد حمل نكرده است ، او از همه بر خير و نيكى برانگيزندهتر است و از همه بخشندهتر است و چون حركت مىكند حركتش همانند جنبش شمشير برّان است ؛ جامههاى پسنديدهء يمنى را پيش از آنكه كهنه شود بر -