چون به نزديك ضجنان « 1 » رسيدند ، جناح مولاى حارث بن اميّه ، با هفت ( 7 ) سوار برسيد ، و از گرد راه بر آن حضرت بانگ زدند و گفتند : أ ظننت انّك غدّار ناج بالنّسوة ، ارجع لا أبا لك . على عليه السّلام فرمود : اگر اين نكنم چه توانيد كرد ؟ گفتند : به اصعبترين امر ايشان را مراجعت خواهيم داد .
در اين وقت علىّ مرتضى خشم كرد و چون شير خشمناك ، در ميان سواران و اهل خود حايل گشت . جناح در رسيد و شمشيرى بدان حضرت فرود آورد . و على آن زخم از خود بگردانيد و دست آخته « 2 » تيغ از كف جناح بكشيد : و هم به جلدى « 3 » بر كتف « 4 » جناح بزد ، چنان كه سوار را دو نيمه ساخت و بر كتف اسب آمد . آنگاه قدم استوار كرده ، اين رجز بگفت :
خلّوا سبيل الجاهد المجاهد * آليت لا أعبد غير الواحد
[ و يوقظ النّاس الى المساجد ] « 5 »
آن ديگر سواران ، چون اين بديدند ، انديشه بگردانيدند و گفتند : اغن عنّا يا بن ابى طالب على فرمود : من به سوى پسر عم خويش مىروم ؛ و هر كه بر من درآيد ، خون او را بريزم . و راه برگرفته به ضجنان آمد . و امّ ايمن كنيزك رسول خداى و مستضعفين مسلمين با ايشان بپيوستند ، و شب تا بامداد با فواطم نماز بگذاشت . و بدين گونه طىّ طريق كرده ، در مدينه به حضرت رسول خداى آمد . و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله از
هامش
- غمناك كرده است ترادر كون و مكان غيرا خدا ظاهر نيست * در ديدهء خلق غير او ناظر نيستگاهى كه شوى تيره دل از خلق مرنج * وين نكته بدان كه غير حق قادر نيست( 1 ) . ضجنان ، به فتح اول و سكون ثانى : كوهى است نزديك مكه .
( 2 ) . آخته : بيرون كشيده
( 3 ) . جلدى : چابكى
( 4 ) . كتف ، به فتح اول و كسر ثانى : شانه
( 5 ) . بازدهيد راه مؤمن حربكننده در راه خدا ، نمىپرستد غير يكتا را ، و بيدار مىكند مردم را به مسجدهاقومى كه سعادت غزا يافتهاند * از صورت فعل خود سزا يافتهاندهر سعى كه كردهاند در راه خدا * از حضرت حق اجر و جزا يافتهاندمصرع سوم اين شعر را از شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين على بن ابى طالب ( ع ) / تأليف قاضى كمال الدين مير حسين بن معين الدين ميبدى يزدى ؛ به تصحيح حسن رحمانى و سيد ابراهيم رشك شيرين نقل كردم و ترجمه شعر را نيز از همين كتاب آوردم ، بقيهء ترجمه اشعار حضرت على ( ع ) را نيز از اين كتاب نقل خواهم كرد ، چه هم ترجمهاش نيكوست و هم شواهد شعر فارسى دارد . ( تهران : مركز نشر ميراث مكتوب ، 1379 ، ص 452 ) .