خواب ديدن نوشيروان [ و مؤبد موبدان ] « 1 »
. . . چون سى و نه ( 39 ) سال از سلطنت نوشيروان بگذشت اردشير كه مؤبد موبدان بود در خواب ديد كه اشتران عرب با اشتران بزرگ عجم نبرد كردند و شتران عجم هزيمت شدند و شترهاى عرب از دجله بگذشتند و بر زمين عجم پراكنده شدند . اين خواب را به حضرت نوشيروان عرضه داشت .
و هم كسرى خود در خواب ديد كه چهارده ( 14 ) كنگرهء ايوان او به زير افتاد ، سخت از اين خواب بترسيد . چون سه روز از اين واقعه گذشت كنگرههاى ايوان به زير افتاد و بىثقلى و حملى طاق ايوان از ميان بشكست بدانسان كه تا اين زمان آن شكسته پديدار است . همانا اين شب ولادت رسول قرشى صلّى اللّه عليه و آله بود .
بالجمله از پس اين حادثه خبر رسيد كه درياچهء ساوه بخشكيد و از سوى ديگر انهى « 2 » كردند كه آتشكدهء فارس بيفسرد « 3 » و تا آن زمان هزار سال بود كه فروغ داشت .
لاجرم نوشيروان هراسناك شد و گفت : كارى بزرگ پيش آمده است . و جميع موبدان و ساحران و كاهنان و منجمان را انجمن كرد و صورت خواب و كسر ايوان را بنمود و قصّهء آتشكدهء فارس و درياچهء ساوه را مكشوف داشت ، و هم از جوشش آب در اوديهء سماوه « 4 » كه در آن ايّام خبر آورده بودند خبر داد و گفت : شما چه بينيد در اين كار .
هامش
( 1 ) . برابر صفحه 366 جلد دوم از كتاب اول چاپ سنگى ناسخ التواريخ . ذيل : جلوس انوشيروان عادل . . .
( 2 ) . انهاء : اخبار و اعلام .
( 3 ) . بيفسرد : خاموش شد .
( 4 ) . اوديه : جمع وادى ؛ بيابانها . سماوه از استانهاى عراق عرب .