بهرهاى جداگانه داشت ، چنان كه از مؤلفات و مصنفات او كتب فراوان بجا ماند ، و نسب او به كعب بن سباء الاصغر الحميرى مىپيوندد و لقب او نيز شيبة الحمد است .
بالجمله چون بعد از وليعة بن مرثد ، درجهء پادشاهى يافت و مملكت يمن را زير فرمان بازداشت ، از براى استحكام مبانى سلطنت و تشييد قواعد دولت پيشكشى در خور حضرت شاپور ذو الاكتاف برآورد و با نامه ضراعتانگيز به دستيارى رسولان نرمگوى انفاذ درگاه او داشت .
شاپور فرستادگان او را بزرگوارى داد و ايشان را كامروا مراجعت فرمود و خلعتى شاهوار از بهر ابرهه كرده ، با منشور سلطنت يمن به دو فرستاد ، و ابرهه شادخاطر بنشست و به كار سلطنت پرداخت .
و چون دانسته بود از در علم و كهانت كه : مملكت يمن در زير فرمان بنى عدنان خواهد شد ، بزرگان آن قبيله و صناديد آن سلسله را پيوسته رهين احسان و افضال مىداشت و پاس عظمت و حشمت ايشان را لازم مىشمرد . چون مدت نود و هفت ( 97 ) « 1 » سال از سلطنت او بگذشت ، رخت به سراى ديگر برد و ملك به فرزند گذاشت - چنان كه در جاى خود مذكور خواهد شد - .
هامش
( 1 ) . مروج الذّهب : 93 سال و كمتر از اين نيز گفتهاند ( 1 / 440 ) .