« سيد بن طاوس ( قده ) » آموخته بر زبان جارى كنى و بگويى :
« بار الها ! من ربوبيت تو را تصديق مىكنم ، به رسالت خاتم پيامبرانت محمد مصطفى - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - معتقدم و به اين فرشتهاى كه نداى جود و بخشش تو را مىرساند ، ايمان دارم . اگر گوش من ندايش را نشنيد ، عقل من هم اين ندا را دريافت كرد و هم اخبار و رواياتى را كه در بردارندهء چنين وعدههايى از جانب تو است ، پذيرفت در يك چنين حال و هوايى ، سخن من اين است :
اى فرشتهاى كه از جانب خداى مالك و حكيم و كريم و بخشنده و . . . به سوى ما آمدى ، سخن تو را كه حاوى كاميابى ماست ، با گوش عقلمان درك كرديم كه گفتى : آيا درخواستكنندهاى هست تا خواستهاش را بدهم ؟
من سائل و گدايم و چنين نيازهايى دارم :
- هر چه موجب روى آوردن ذات اقدس الهى به من مىشود .
- من نيز در مقابل توفيق روى آوردن به او را داشته باشم .
- در محضر پر بركت او ، كمال ادب را حفظ كنم .
- مرا ( از لغزشها و شيطانهاى درونى و بيرونى و خلاصه هر چه مرا از او دورى كند ) ، حفظ كند .
- توفيقاتى را كه به من داده سلب ننموده ، محافظتش نمايد .
و نيز عقل ما سخن آقايمان را درك كرده كه فرمود : آيا توبه كارى هست تا توبهاش را بپذيرم ؟
من از گناهانم توبه مىكنم ، چون براى پناه بردن از غضب و عقابش و جلب رضايت و ثوابش ، ناچارم توبه كنم . و اگر نفسم توبهء صادقانه نداشت ، عقلم حكم مىكند كه بايد به سوى او توبه كرد ، ( و مرضها و كثافات و چركهاى گناهان را از اين راه زدود و آينهء دل را صاف نمود ) .
اى فرشتهء الهى ! سخنت را شنيديم كه از طرف خداوند رحيم گفتى : آيا استغفاركنندهاى هست تا او را بيامرزم ؟
عدة الداعي ونجاح الساعي (آيين بندگى و نيايش) (فارسى) — صفحة 77
مساهمون: ابن فهد الحلي
ص٧٧