6 - « چون در ميان خلايق ، گاهى اوقات ديده مىشود كه شخص بزرگى ، زندانى پست و حقير خود را از حبس و زدن ، آزاد مىكند ( تا چه رسد به تو ) » .
7 - « علاوه بر آزادى ، مالى نيز به او بخشيد و حال آنكه اگر مىخواست او را بكشد ، مىتوانست با شمشير پاره پارهاش نمايد » .
8 - « اگر گنهكارى مانند مرا عذاب نمايى و بندهء مطيع را نعمت دهى ، پس عفو خود را براى چه كسى نگه داشتهاى ؟ » .
9 - « عفو تنها براى امثال من است . من از روزى كه آن را خوى و خصلت هميشگى شما يافتم ، به عنوان محوكنندهء گناهان خود قرارش دادم » .
10 - « از وقتى كه خود را در كتابها ، غافر و وهّاب « آمرزنده و بخشنده » نام نهادى ، مرا به طمع انداختى » .
11 - « اگر شيطان ، اعضا و جوارح مرا كمك كرد كه از فرمان شما سرپيچى كنند ، ولى قلب من از توحيد ( و ايمان به شما ) خالى نيست » .
12 - « به آل محمد - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - سوگند ! كه توحيد شما در قلب من استوار است ، شما خودتان آن را در قلب و انديشهء من كاشتهايد » .
13 - « اين اعضا و جوارح من ، همگى همسايههاى شمايند ، خودت امر فرمودى كه حتى با همسايههاى دور نيز ، خوشرفتارى داشته باشيد » .
14 - « افزون بر اين ، عرب را مىبينيم كه ميهمانان خود را حمايت مىكنند ، و همسايهها و توابع خود را از بلاهاى بزرگ نگهدارى مىنمايند » .
15 - « وقتى چنين حمايتى از عربها نيكو و صحيح شمرده مىشود ، پس چرا من حمايتى كه مانع از آتش جهنّم و عذاب باشد را از همچو تويى كه نهايت آرزوها هستى ، اميدوار نباشم » .
نصيحت ( اگر دعا اجابت نشد )
. اگر ديدى اجابت دعايت به تأخير افتاد ، سزاوار است كه به قضاى الهى راضى