منظور ، ذكر خداوند متعال است در برخورد با حلالها و حرامها كه اگر اطاعت الهى بود ، آن را انجام بدهد و اگر معصيت بود ، تركش نمايد » .
مانند اين گفتار سخن جدش سيد المرسلين است كه فرمود :
800 - « من اطاع اللَّه فقد ذكر اللَّه كثيرا و ان قلّت صلاته و صيامه و تلاوته القران »
« 1 » .
يعنى : « كسى كه خدا را اطاعت كند ، ذكر كثير دارد اگر چه نماز و روزه و تلاوت قرآنش كم باشد » .
بنا بر اين ، آن حضرت طاعت خدا را ذكر كثير قرار داده اگر چه نماز و روزه و تلاوت ، كم باشد .
نظير اين فرموده ( حديث ذيل است كه مىفرمايد ) :
801 - « انّ اللَّه جلّ ثناؤه يقول : لست كلّ كلام الحكيم اتقبّل و لكن هواه و همّه ، و ان كان هواه فيما احبّ و ارضى جعلت صمته حمدا لى و وقارا و ان لم يتكلّم »
. يعنى : « خداوند جليل مىفرمايد :
هر سخن فرد حكيم را باور نمىكنم بلكه آنچه باور دارم خواهش و همّت اوست ، اگر خواستهء قلبى او چيزى باشد كه محبوب و مرضىّ من است ، سكوتش را حمد خود و نشانهء وقار و عظمت قرار مىدهم اگر چه كلامى نگويد » .
پس ببين چگونه ياد قلبى و اطمينان و مراقبتش را محور قبولى و ثواب و پاداش قرار داده است و هر سخنى را نميپذيرد بلكه آن را مىپذيرد كه مطابق با كشش قلبى به سوى خداوند سبحان باشد و منجرّ به برپاداشتن دستورات او و ترك
هامش
( 1 ) دنبالهء حديث چنين است :
« و من عصى اللَّه فقد نسى اللَّه و ان كثرت صلاته و صيامه و تلاوته للقرآن »
. يعنى : « و كسى كه معصيت خدا را مرتكب شود ، او را فراموش كرده اگر چه نماز و روزه و تلاوت قرآنش زياد باشد » ، ( معانى الاخبار صدوق ( ره ) ، باب النوادر ، ح 56 ) .