زمينگيرم و هيچ ندارم ، ( بندهاى كه ) نه منفعتش به دست خويش است و نه مضرّتش ، نه حيات ، نه ممات و نه نشر روز قيامت ، خداوند متعال به دو فرشته فرمان مىدهد كه نامهء اعمالش را - هر چه در آن باشد - آتش بزنند » .
و از معصومين - عليهم السّلام - روايت شده است كه فرمودند :
689 - « الا صلوات اللَّه على المستحرين و المستغفرين بالاسحار »
. يعنى : « هان ! درود خدا بر سحرخيزان و استغفاركنندگان در سحرها » .
گويند « ابا قمقام » كه مرد بدبختى بود ، نزد امام ابو الحسن موسى بن جعفر - عليه السّلام - آمد و از كارش به حضرت شكايت كرد كه به دنبال هر كارى رفت برايش انجام نشد ، امام - عليه السّلام - به او فرمود : بعد از فجر ، ده مرتبه بگويد :
690 - « سبحان اللَّه العظيم و بحمده استغفر اللَّه و اسأله من فضله »
. يعنى : « منزّه است خداى عظيم و سپاس و ستايش او راست ، از خدا طلب آمرزش مىكنم و بخششهاى مخصوصش را درخواست مىنمايم » .
« ابو قمقام » گويد اين كار را انجام دادم به خدا قسم ! اندكى نگذشت كه عدهاى از باديه آمده به من خبر دادند كه مردى از بستگانم مرده و وارثى غير از من ندارد ، رفتم و ميراثش را تحويل گرفتم و ( در اثر آن ) هنوز بىنياز هستم .
عدة الداعي ونجاح الساعي (آيين بندگى و نيايش) (فارسى) — صفحة 449
مساهمون: ابن فهد الحلي
ص٤٤٩