يعنى : « به حضرت صادق - عليه السّلام - عرض كردم : كسى كه صد بار بگويد سبحان اللَّه ، آيا جزء كسانى خواهد بود كه خدا را زياد ذكر كرده ؟
فرمود : آرى » .
در روايت آمده است :
671 - « لشكرگاه حضرت سليمان بن داود - عليه السّلام - صد فرسخ در صد فرسخ بود كه بيست و پنج فرسخش براى جنّها ، بيست و پنج فرسخش براى انسانها ، بيست و پنج فرسخش براى پرندگان و بيست و پنج فرسخش براى حيوانات بود .
و جناب سليمان - عليه السّلام - هزار خانه از شيشه داشت كه بر چوب بنا شده بودند ، در ميان اين خانهها سيصد زن و هفتصد كنيز بسر مىبردند ، جنها براى آن حضرت فرشى از طلا و ابريشم بافته بودند به اندازهء دو فرسخ در يك فرسخ كه منبر طلايى آن حضرت را در وسط اين فرش قرار مىدادند ، سليمان نبى در حالى بر روى منبر مىنشست كه گرداگردش ششصد هزار كرسى از طلا و نقره قرار داشت ، انبيا بر كرسى طلا و علما بر كسى نقره ، تكيه مىدادند و گردش مردم بودند و گرد مردم جنّها و شياطين ، در اين حال پرندگان ، بالهايشان را مىگشودند تا خورشيد آنان را نيازارد ، باد صبا اين بساط را بر مىداشت و مسير يك ماه را يك روزه طى مىنمود .
روايت شده كه به باد فرمان مىداد تا آن بساط را برداشته ، حركتش دهد .
خداوند متعال وحى فرستاد - در حالى كه او بين آسمان و زمين در حال سير بود - كه من بر حكومت تو اين را افزودم كه هيچ كسى سخنى نگويد مگر آنكه باد آن را به گوش تو برساند ، پس حكايت شده است كه آن حضرت از كشاورزى گذشت كه مىگفت : فرزند داود حكومت با عظمتى دارد ( تا اين را گفت ) باد آن سخن را به گوش سليمان رساند ، سليمان فرود آمد و به سوى آن كشاورز رفت و گفت : من آمدم تا ( به تو بگويم : ) آنچه را كه بر آن قدرت ندارى ، آرزو مكن ، سپس فرمود :
يك تسبيح تو كه مورد قبول خداوند متعال قرار گيرد از آنچه به خاندان داود
عدة الداعي ونجاح الساعي (آيين بندگى و نيايش) (فارسى) — صفحة 439
مساهمون: ابن فهد الحلي
ص٤٣٩