« و ما احبّ اللَّه قوما الّا ابتلاهم » .
يعنى : « هيچ قومى را خداوند متعال دوست ندارد مگر آنكه آنها را به بلا مبتلا مىنمايد » .
« و انّ عظيم الاجر لمع عظيم البلاء » .
يعنى : « همانا پاداش بزرگ ، با بلاى بزرگ همراه است » .
« و انّ اللَّه يقول : انّ من عبادى المؤمنين لمن لا يصلح لهم امر دينهم الّا بالغنى و الصّحّة في البدن فابلوهم به ، و انّ من العباد لمن لا يصلح لهم امر دينهم الّا بالفاقة و المسكنة و السّقم في ابدانهم فابلوهم فيه فيصلح لهم امر دينهم » .
يعنى : « خداوند متعال مىفرمايد : برخى از بندگان من دينشان پايدار نمىماند مگر آنكه غنى و تندرست باشند ، من هم از اين راه ، آنان را مىآزمايم در مقابل برخى از بندگانم ، دينشان پايدار نمىماند مگر آنكه فقير و مسكين و داراى بدنى مريض باشند ، اينان را هم از اين راه آزمايش مىنمايم ، در نتيجه دينشان برايشان برقرار مىماند » .
« و انّ اللَّه اخذ ميثاق المؤمن ان لا يصدّق في مقالته و لا ينتصر من عدوّه »
. يعنى : « خداوند سبحان از مؤمن عهد گرفت كه سخنش تصديق نشود و از دشمنش انتقام نگيرد » .
« و انّ اللَّه اذا احبّ عبدا غتّه بالبلاء ، فاذا دعا قال له : لبّيك عبدى انّى على ما سألت لقادر ، و انّ ما ادّخرت لك فهو خير لك » .
يعنى : « هر گاه خداوند متعال بندهاى را دوست بدارد ، او را در بلا غوطهور مىسازد كه وقتى دعا كرد مىگويد : لبيك اى بندهام ! من بر درخواست تو قدرت دارم اما آنچه برايت ذخيره ساختهام بهتر است » .
« و انّ حواريّى عيسى شكوا اليه ما يلقون من النّاس فقال : انّ المؤمنين لا يزالون في الدّنيا منغصّين
» . يعنى : « حواريين حضرت عيسى - عليه السّلام - در مورد آزارهايى كه از
عدة الداعي ونجاح الساعي (آيين بندگى و نيايش) (فارسى) — صفحة 426
مساهمون: ابن فهد الحلي
ص٤٢٦