چون در روايت جابر ، از قول فرشته الهى آمده بود كه پاداش دادن به تو به خاطر محبتت نسبت به برادر مؤمنت مىباشد .
چگونه مىشود برادر مؤمنت را دوست نداشته باشى در حالى كه او در برابر دشمن ، كمك كار و در راه دين ، يار و در دوستى اوليا و دشمنى اعداء ، هم كيش و هم آئين تو است .
از معصومين - عليهم السّلام - روايت شده است كه :
493 - « لا يكمل عبد حقيقة الايمان حتّى يحبّ اخاه »
. يعنى : « هيچ بندهاى ، ايمانش را حقيقتا كامل نمىكند مگر آنكه برادر دينىاش را دوست داشته باشد ) .
494 - « شيعتنا المتحابّون المتباذلون فينا »
. يعنى : « شيعيان ما كسانى هستند كه همديگر را دوست داشته باشند و از هر چيزى در راه ما بگذرند » .
« عبد المؤمن انصارى » گويد بر امام موسى بن جعفر - عليهما السّلام - وارد شدم ، محمد بن عبد اللَّه جعفرى هم آنجا بود ، همين كه بر او تبسمى كردم امام - عليه السّلام - فرمود :
495 - « أ تحبّه ؟ »
يعنى : « آيا او را دوست دارى ؟ » گفتم : آرى ، فقط به خاطر شما او را دوست دارم ، فرمود :
- « هو اخوك و المؤمن اخ المؤمن لابيه و امّه ، ملعون ملعون من اتّهم اخاه ، ملعون ملعون من غشّ اخاه ، ملعون ملعون من لم ينصح اخاه ، ملعون ملعون من استأثر على اخيه ، ملعون ملعون من احتجب عن اخيه ، ملعون ملعون من اغتاب اخاه »
. يعنى : « او برادر تو است ، مؤمن برادر پدرى و مادرى مؤمن است ، ملعون است ملعون است كسى كه برادرش را متهم ( به چيزى ) كند ، ملعون است
عدة الداعي ونجاح الساعي (آيين بندگى و نيايش) (فارسى) — صفحة 307
مساهمون: ابن فهد الحلي
ص٣٠٧