گفته شده روزى حضرت عيسى - عليه السّلام - با اصحابش نشسته بودند كه مردى از كنار آنان گذشت ، حضرت به ياران خود فرمود :
130 - « اين مرد خواهد مرد . پس از گذشت زمانى ، ديدند آن مرد برگشت در حالى كه يك بار هيزم حمل مىكند . اصحاب پرسيدند : اى روح اللَّه ! به ما خبر دادى كه او مىميرد ولى الآن مىبينيم كه زنده است .
عيسى - عليه السّلام - به آن مرد گفت : بار خود را بر زمين بگذار . آن مرد بارش را بر زمين گذاشت و آن را باز كرد ، ناگاه ديدند مار بزرگ سياهى در حالى كه سنگى در دهان دارد در بين هيزمهاست . حضرت به آن مرد گفت : امروز چكار كردهاى ؟
او گفت : اى روح اللَّه ! دو قرص نان داشتم ، گدايى از كنارم گذشت ، يكى از آن دو قرص را به او دادم ( يعنى اگر تصدق آن يك قرص نان نبود ، آن مار سياه ، اين مرد را مىگزيد و مىكشت ) » .
امام صادق - عليه السّلام - فرمود :
131 - « ما احسن عبد الصّدقة الّا احسن الخلافة على ولده من بعده »
. يعنى : « هر كس نيكو صدقه بدهد ، خداوند متعال بعد از مرگ او بهتر از آن را براى فرزندانش جايگزين مىنمايد » .
و نيز از آن حضرت نقل شده است كه ( در مورد آيهء كريمهء
وَ أَطْعِمُوا الْقانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ
« 1 » . يعنى گوشت قربانى را به قانع و معتر بدهيد تا بخورند فرمود :
132 - « القانع الّذى يسأل و المعترّ صديقك »
. يعنى : « قانع ، آن فقيرى است كه درخواست مىكند و معترّ ، دوست تو مىباشد » .
هامش
( 1 ) سورهء حج ، آيهء 36 .