مارى را كه مأمور او باشد « 1 » ( 1 ) و هر كس قرآن را بياموزد ولى بدستور آن رفتار نكند ، و دوستى دنيا و جلوات ظاهره و فريبندهء او را بپسندد و بر آخرت ترجيح دهد مستوجب غضب الهى شده باشد ، و هم رتبه با يهود و نصارى كه كتاب خدا را پشت سر انداختند و دستورات آن را نپذيرفتند خواهد بود .
( 2 ) و هر كس با زنى كه بر او حرام است از پشت يا با مردى يا با پسرى نزديكى كند خداوند سبحان در روز قيامت او را با بوئى كه از بوى مردار گنديدهتر است
هامش
( 1 ) البته مراد اين نيست كه شخصى در اثر كمحافظگى قرآن را كه آموخته فراموش كند ، بلكه مراد از نسيان و فراموشى قرآن عمل نكردن و توجه نداشتن بدستورات آنست .
چنان كه كسى غلام خود را گويد آنچه به تو گفتم فراموش كردى يعنى به كار نبستى و آن را ترك نمودى و اين معنا مراد است .
و نيز بدون دست محشور شدن كنايه از اينست كه در قيامت با دست خالى و بدون حجّت و چيزى كه موجب نجات او است بمحشر وارد مىشود ، و در كتاب كافى است كه ابو كهمس گويد : از امام صادق عليه السّلام پرسيدم كه مردى قرآن را آموخته و بعد فراموش نموده آيا بدين كار در قيامت مؤاخذه خواهد شد ، و اين سؤال را سه بار تكرار كردم - امام عليه السّلام فرمود : نه مؤاخذه نخواهد شد .
و در همان كتاب در چند خبر ديگر امام عليه السّلام از فراموشى لفظ قرآن سخت نكوهش فرموده است ، و جمع بين اين اخبار به اين وجه است كه چون فراموشى لفظ قرآن در اثر ترك تلاوت آن مىشود و رفته رفته ترك تلاوت لفظ موجب فراموشى معناى آن خواهد گشت و فراموشى معانى قرآن قهرا باعث عمل نكردن به آن خواهد شد ، از اين رو امام آن را نكوهش فرموده . و امّا عدم مؤاخذه در مورديست كه در اثر كم حافظگى نسيان عارض او مىشود نه از جهت عدم تلاوت و بىاعتنائى .