ماده / ارقام مستخرجهء بيرونى / ارقام مستخرجهء جديد
طلا / 26 ، 19 / 26 ، 19
جيوه / 74 ، 13 / 56 ، 13
مس / 92 ، 8 / 85 ، 8
برنج / 67 ، 8 / 4 ، 8 « 1 »
كوشش جابر و ديگران به جنبهء ديگر شيمى نيز كشيده شد كه آن را به اصطلاح خود « صنعت » مىنامند ، يعنى تحويل مادهء پست به طلا و نقره . شايد جابر بن حيان از نخستين شيمىدانان در اسلام بود كه به شيمى قديم مشغول شد و به اين عنوان شهرت پيدا كرد و قسمتى بزرگ از تأليفات او به اين بخش از شيمى بيشتر از بخشهاى ديگر آن متمايل است .
بههرحال جابر پيشواى علمايى است كه بعد از او به اين قسمت از شيمى علاقمند شدند مانند : رازى ، ابن مسكويه ، طغرايى ، مجريطى ، جلدكى و غير آنها از متأخرين ؛ چه اينان بر كتابهاى جابر اعتماد داشتند و به راهى كه او رفته بود مىرفتند .
اين نظريه ، يعنى برگرداندن فلزى به طلا يا نقره يك نظريهء قديمى يونانى است كه مسلمانان پس از يونانيان مجذوب آن شدند و در رأس همهء آنها جابر بن حيان قرار داشت .
جابر دراينباره رسالههاى متعددى نوشت و قواعد و اصول آن را از ترس اينكه مبادا به دست جاهلان افتد ، در كتابهاى متعددى تقسيم كرد .
گفتهاند جابر بالاخره پس از آنهمه كوشش به مقصود خود رسيد و صحت « صنعت » نزد او ثابت شد . النديم چنين مىگويد : « 2 »
« . . . يكى از مردمان موثق كه در كار « صنعت » دست داشت برايم نقل كرد كه جابر در خانهاى در خيابان باب الشام در كوچهء درب الذهب منزل مىكرد ، و بنا به نقل آن شخص جابر غالبا در كوفه مىزيست و در آنجا به كار اكسير اشتغال داشت زيرا هواى كوفه سالم بود و چون خانهاى در كوفه خراب شد و هاونى طلايى به وزن تقريبى دويست رطل از آن خانه پيدا شد ، اين مرد مىگفت : خانهء جابر بن حيان در همان محل بود كه اين هاون طلا پيدا شد و چيزى جز هاون مزبور در آنجا پيدا نشد و قسمتى از آن خانه براى حل و تجزيهء مواد لازم اختصاص داشت . اين پيشآمد در ايام عز الدوله پسر معز الدوله اتفاق افتاد ، ابو سبكتكين استادار به من گفت من مأمور تحويل گرفتن آن هاون شدم . النديم ، به علاوه نام گروهى را مىبرد كه به « صنعت » آشنايى داشتند ، و صحت آن نزد ايشان مسلم شده بود . « 3 »
هامش
( 1 ) - عبقرية العرب ، ص 71
( 2 ) - الفهرست ، ص 499
( 3 ) - همان كتاب ، ص 503 - 507