بيانات و توضيحات خود به آن اشاره كرده بودند . « 1 »
از مسلمات تاريخ است كه و اصل ، رئيس معتزله ، از كسانى بود كه به ملاقات ابو هاشم عبد اللّه بن محمد معروف به ابن الحنفيه نايل شد و از اصحاب او بود و از او فراگرفت . « 2 »
شيعهء زيدى نيز در مذهب اعتزال به امام على بن ابى طالب عليه السلام ، به واسطهء پسرش محمد بن حنفيه مىرسند . « 3 » به اين كيفيت كه و اصل ، رئيس معتزله ، از ابو هاشم ، و او از پدرش محمد بن حنفيه ، و محمد از پدرش ، على بن ابى طالب ( ع ) فراگرفته است .
ابن ابى الحديد شارح نهج البلاغة مىگويد : « من اينطور تشخيص داده و دانستهام كه اشرف علوم ، علم الهى است . . . و از بيانات على ( ع ) اقتباس و از او نقل كرد ، و از او شروع كرد . زيرا معتزله كه اهل توحيد و عدل و صاحبان نظر و رأى هستند و مردم اين فن را از آنها فرا گرفتهاند ، همگى از شاگردان و اصحاب او هستند ، چون بزرگ آنها ، و اصل ابن عطاء كه شاگرد ابو هاشم عبد اللّه بن محمد ابن الحنفيه بود ، و ابو هاشم شاگرد پدرش ، و پدرش شاگرد على ( ع ) بود . اما اشعريها كه منسوب به ابو الحسن على بن بشر اشعرى هستند ، چون ابو الحسن شاگرد ابو على جبايى و ابو على نيز يكى از مشايخ معتزله است ، ازاينرو اشعريه هم بالاخره به استاد معتزله و معلم آنان منتهى مىشوند ، و او على بن ابى طالب ( ع ) است .
اما انتساب اماميه و زيديه نيز به او واضح و آشكار است . « 4 »
از مجموع اين مراتب اين خلاصه به دست مىآيد كه شيعه مؤسس علم كلام بوده و علماى معتزله و دانشمندان ديگر فرق اسلامى از ائمهء شيعه تلمذ كردهاند .
شيعيان همان گونه كه موضوعهاى كلامى را زودتر از ديگران مورد بررسى خود قرار دادند ، و با اتكاء به نصوص قرآن و تدبر در آن و نيز با تأمل در آيات قرآن و استنباط مكنونات آن به درك حقايق كلام آگاه شدند ، بازهم همانها بودند كه به تنظيم آن پرداختند و آن را با افكار فارسيان و هنديان و يونانيان و ملل ديگر بارور ساختند .
از اينجاست كه مىبينيم متكلمان شيعه ، خاصه آنهايى كه در اواخر قرن دوم هجرى بودند ، با كششهاى فكرى يونانى و غير آنكه در نظر اعراب غرابت داشت ، آشنايى يافتند و بر بسيارى از سرچشمههاى فلسفى ملل ديگر كه اسلام بر آنها دست يافته بود ، راه يافتند .
به طورى كه مجموع آن افكار در جامعهء اسلامى به يكديگر برخورد كردند و باهم به كار پرداختند . علاوه از مراتب مزبور تعليمات اهل بيت رسول ( ص ) كه بارور از زندگى و فكر
هامش
( 1 ) - در كتاب التوحيد صدوق احاديث بسيارى از آن قبيل نقل شده است .
( 2 ) - - : امالى سيد مرتضى ، ج 1 ، ص 165 چاپ دار الكتب العربية و كتاب الملل ، ج 1 ، ص 16
( 3 ) - - : كتاب الحضارة الإسلاميّة ، ج 1 ، ص 106
( 4 ) - شرح نهج البلاغة ، ج 1 ، ص 6