تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1558

مساهمون:

ص١٥٥٨
و در سنهء هزار و دويست ده از صاحب رياض اجازه طلبيد ، سيّد رياض او را اجازه داد و تصريح كرد به اجتهاد او در احكام . و شيخ اكبر صاحب كاشف الغطاء دختر خود را تزويج او نمود و حقّ تعالى آقا سيّد محمّد على معروف به آقا مجتهد را كه نادرهء عصر و يگانهء دهر بود از آن مخدّره به او مرحمت فرمود و بعد از چندى كه ساكن نجف اشرف بود به عزم زيارت حضرت امام رضا عليه السّلام به خراسان سفر كرد و طريق مراجعت را از يزد و اصفهان قرار داد ، و چون به اصفهان رسيد در آنجا اقامت فرمود و مرجع تدريس و قضا گرديد ، جماعتى از علما بر او تلمّذ كردند ، و از جمله شيخ الطّائفه علّامهء انصارى و سيّد صاحب روضات و برادرش و آقا سيّد محمّد شفيع صاحب روضة . و اين سيّد جليل بكّاء و كثير المناجات بوده . نقل شده كه شبى از شب‌هاى ماه رمضان داخل حرم امير المؤمنين عليه السّلام شد ، بعد از زيارت نشست پشت سر مقدّس و شروع كرد به خواندن دعاى ابو حمزه همين كه شروع كرد به كلمه الهى لا تؤدبنى بعقوبتك گريه او را گرفت و پيوسته اين كلمه را مكرّر كرد و گريه كرد تا غشّ كرد و او را از حرم مطهّر بيرون آوردند . و در امر به معروف و نهى از منكر بسيار ساعى بود ، و اقامهء حدود به اصفهان مىنمود و چندان معصيت در نظرش عظيم بود كه گويند وقتى چنان اتّفاق افتاد كه حاضر شد در مجلسى كه برپا شده بود براى عزاى حضرت سيّد الشهداء - عليه السّلام و ارواحنا فداه - و در آن مجلس جماعتى از اعيان و اشراف بودند ناگاه وارد شد در آن مجلس يكى از شاهزادگان كه ريشش را تراشيده بود ، چون نظرش به صورت او افتاد فرمود كه : حلق اللّحية من شعار المجوس و صار من عمل اهل الخلاف ، تراشيدن ريش از شعار گبران و عمل اهل خلاف است ، و اين مرد ريش خود را تراشيده و آمده در اين مجلس كه منعقد شده براى عزاى سيّد الشّهداء عليه السّلام و من مىترسم كه هرگاه روضه‌خوان بالاى منبر رود و اين مرد در اينجا باشد سقف فرود آيد ، پس در آن مجلس