مرد ( يعنى هارون ) .
عرض كرد كه : من به جهت سفر معصيت و لهو و لعب كرايه ندادم و لكن كرايه دادم براى طريق مكّه و خودم هم در كار نيستم ، بلكه امر دست غلامان من است .
فرمايد : آيا كرايه از ايشان طلب ندارى ؟
گويد : چرا .
فرمايد : آيا دوست ندارى بقاى ايشان را تا كرايهء تو به تو برسد ؟
گويد : بلى .
فرمايد : كسى كه دوست داشته باشد بقاى ايشان را پس او از ايشان است ، و كسى كه از ايشان باشد با ايشان وارد آتش شود .
صفوان رفت و شتران خود را بالتّمام فروخت . هارون چون مطلب را فهميد با وى گفت : به خدا قسم اگر نبود حسن صحبت تو هرآينه تو را مىكشتم . « 1 »
و اين صفوان زيارت روز اربعين امام حسين عليه السّلام را از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده و زيارت وارث و دعاى معروف به علقمه را كه بعد از زيارت عاشورا مىخوانند نيز از آن حضرت نقل كرده . و اين صفوان مكرّر حضرت صادق عليه السّلام را از مدينه به كوفه آورده و با آن جناب به زيارت تربت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام نائل گشته و بر قبر آن جناب خوب مطّلع بوده . « 2 »
و از كامل الزّيارة مروى است كه مدت بيست سال به زيارت آن تربت مطهّره مىرفت و نماز خود را در نزد آن حضرت به جا مىآورد . « 3 »
و او جدّ ثقهء جليل و فقيه نبيل ، شيخ طايفهء اماميّه ابو عبد اللّه صفوانى است كه در محضر سيف الدّولهء حمدانى با قاضى موصل در امامت مباهله كرد ، چون قاضى از
هامش
( 1 ) اختيار معرفة الرجال ، ج 2 ، ص 740 ؛ منتهى المقال ، ج 4 ، ص 29 .
( 2 ) فرحة الغرى ، ص 85 .
( 3 ) كامل الزيارات ، ص 37 .