و روايتى ديگر آن است كه مناظره كن با اهل مدينه ، كه دوست مىدارم مانند تو كسى از روات و رجال من باشد .
ابان در حيات امام جعفر صادق عليه السّلام وفات يافت و چون خبر فوت او به آن حضرت رسيد ، رحمت بر او فرستادند و سوگند ياد كردند كه موت ابان دل مرا به درد آورد ، و وفات او در سنهء يك صد و چهل و يك بود . « 1 »
و حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام او را از وفات او خبر داده بود .
شيخ نجاشى روايت نموده كه : هرگاه ابان به مدينه مىرفت خلايق به جهت استماع حديث و استفادهء مسائل به او هجوم مىكردند چنان كه غير ستون مسجد كه جهت او آن را خالى مىگذاشتند ديگر جايى خالى نمىماند .
و همچنين روايت نموده از عبد الرّحمن بن حجّاج كه گفت : روزى در مجلس ابان بن تغلب بودم كه ناگاه مردى از در در آمد از او پرسيد كه اى ابو سعيد ! مرا خبر ده كه چند كس از صحابهء پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با حضرت امير المؤمنين عليه السّلام متابعت نمودند ؟
ابان گفت : گوئيا مىخواهى فضل و بزرگى على عليه السّلام را به آنها بشناسى كه متابعت امير المؤمنين عليه السّلام نمودند از اصحاب پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم .
آن مرد گفت : مقصود من همين است .
پس ابان گفت : و اللّه كه ما فضل صحابه را نمىشناسيم الّا به متابعت از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام ؟ « 2 »
دوّم : اسحاق بن عمّار صيرفى « 3 »
كوفى :
از اصحاب حضرت صادق عليه السّلام و موسى بن جعفر عليه السّلام است ، علماى رجال در
هامش
( 1 ) خلاصة الاقوال ، ص 21 .
( 2 ) رجال نجاشى ، ص 12 .
( 3 ) براى اطلاع بيشتر درباره اسحاق بن عمّار نك : اتقان المقال ، ص 24 ؛ ايضاح الاشتباه ، ص 6 ؛ اعيان الشيعة ، ج 3 ، ص 272 و 276 ؛ بهجة الآمال ، ج 2 ، ص 201 ؛ تنقيح المقال ، ج 1 ، ص 115 ؛ جامع الرواة ، ج 2 ، ص 82 ؛ معجم رجال الحديث ، ج 3 ، ص 62 و 63 ؛ مجمع الرجال ، ج 1 ، ص 188 - 195 .