گفت : فقر و پريشانى كه با آن صبر و شكيبايى باشد .
فرمود : اگر اين را نداشته باشد ؟
اعرابى گفت كه : صاعقهاى از آسمان فرود بيايد و او را بسوزاند كه او اهليّت غير اين ندارد .
پس حضرت خنديد و كيسهاى كه هزار دينار زر سرخ داشت نزد او افكند و انگشترى عطا كرد او را كه نگين آن دويست درهم قيمت داشت و فرمود كه : به اين زرها ذمّهء خود را برى كن و اين خاتم را در نفقهء خود صرف كن .
اعرابى آن زرها را برداشت و اين آيهء مباركه را تلاوت كرد :
اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ .
« 1 »
و ابن شهر آشوب روايت كرده كه : چون امام حسين عليه السّلام شهيد شد بر پشت مبارك آن حضرت پينهها ديدند ، از حضرت امام زين العابدين عليه السّلام پرسيدند كه اين چه اثر است ؟ فرمود : از بس كه انبانهاى طعام و ديگر اشياء چندان بر پشت مبارك كشيد و به خانهء زنهاى بيوه و كودكان يتيم و فقراء و مساكين رسانيد اين پينهها پديد گشت . « 2 »
[ عبادت ]
و از زهد و عبادت آن حضرت روايت شده است كه بيست و پنج حجّ پياده به جاى آورد و شتران و محملها از عقب او مىكشيدند « 3 » و روزى به آن حضرت گفتند كه : چه بسيار از پرودگار خود ترسانى ؟
فرمود كه : از عذاب قيامت ايمن نيست مگر آن كه در دنيا از خدا بترسد . « 4 »
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ، ج 44 ، ص 196 به نقل از جامع الاخبار ، آيه 124 سوره انعام .
( 2 ) مناقب ابن شهر آشوب ، ج 4 ، ص 66 .
( 3 ) تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 257 .
( 4 ) بحار الأنوار ، ج 44 ، ص 193 ؛ تذكرة الخواص ، ص 234 .