و فرمود : كه آن حضرت سه روز از نان گندم سير نشد تا به رحمت الهى و اصل شد . « 1 »
و از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام منقول است كه فرمود : با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم بوديم در كندن خندق ، ناگاه حضرت فاطمه عليها السّلام آمد و پارهء نانى براى آن حضرت آورد و حضرت فرمود : كه اين چيست ؟
فاطمه عليها السّلام عرض كرد : قرص نانى براى حسن و حسين عليهما السّلام پخته بودم ، و اين پاره را براى شما آوردم . حضرت فرمود كه : سه روز است كه طعام داخل جوف پدر تو نشده است و اين اوّل طعامى است كه مىخورم . « 2 »
و ابن عبّاس گفته كه : حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم بر روى خاك مىنشست ، و بر روى خاك طعام تناول مىنمود ، و گوسفند را به دست خود مىبست . و اگر غلامى آن حضرت را براى نان جوى مىطلبيد به خانهء خود اجابت او مىفرمود . « 3 »
و از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم هر روز سى صد و شصت مرتبه به عدد رگهاى بدن مىگفت :
الحمد للّه رب العالمين كثيرا على كلّ حال .
و از مجلسى بر نمىخاست هر چند كم مىنشست تا بيست و پنج مرتبه استغفار نمىكرد .
و روزى هفتاد مرتبه استغفر اللّه ، و هفتاد مرتبه اتوب الى اللّه مىگفت . « 4 »
و روايت شده كه شب جمعه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم در مسجد قبا ارادهء افطار نمود و فرمود كه : آيا آشاميدنى هست كه به آن افطار نمايم ؟ اوس بن خولى انصارى كاسهء شيرى آورد كه عسل در آن ريخته بود ، چون حضرت بر دهان گذاشت و طعم
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ، ج 16 ، ص 220 ؛ عيون اخبار الرضا عليه السّلام .
( 2 ) بحار الأنوار ، ج 16 ، ص 225 .
( 3 ) بحار الأنوار ، ج 16 ، ص 222 .
( 4 ) الكافى ، ج 2 ، ص 504 .