تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
صبح طالع شد شنيدم كه پيوسته دعا مىكرد از براى مؤمنين و مؤمنات و ايشان را نام مىبرد و دعا براى ايشان بسيار مىكرد و از براى خود دعايى نمىكرد ، پس گفتم : اى مادر ، چرا از براى خود دعا نكردى چنان كه از براى ديگران كردى ؟ فرمود : يا بنىّ ! الجار ثمّ الدّار . اى پسر جان من ! اوّل همسايه را بايد رسيد و آخر خود را . « 1 » ثعلبى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : روزى حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم به خانهء فاطمه عليها السّلام درآمد ، فاطمه را ديد كه جامه پوشيده از جلهاى شتر ، و به دستهاى خود آسيا مىگردانيد ، و در آن حالت فرزند خود را شير مىداد ، چون حضرت او را بر آن حالت مشاهده كرد آب از ديده‌هاى مباركش روان شد و فرمود : اى دختر گرامى ! تلخىهاى دنيا را امروز بچش براى حلاوتهاى آخرت ، پس فاطمه عليها السّلام گفت : يا رسول اللّه ! حمد مىكنم خدا را بر نعمتهاى او و شكر مىكنم خدا را بر كرامتهاى او . پس حقّ تعالى اين آيه را فرستاد :
وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى
. « 2 » يعنى : حقّ تعالى در قيامت آن قدر به تو خواهد داد كه راضى شوى . و از حسن بصرى نقل شده كه مىگفت : حضرت فاطمه عليها السّلام عابدترين امّت بود و در عبادت حقّ تعالى آن قدر برپا مىايستاد كه پاهاى مباركش ورم كرد . « 3 » و وقتى پيغمبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم به او فرمود : چه چيز بهتر است از براى زن ؟ فاطمه عليها السّلام گفت : آن كه نبيند مردى را و نبيند مردى او را ، پس حضرت نور ديدهء خود را به سينه چسبانيد و فرمود :
ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ .
« 4 » و از حليهء ابو نعيم روايت شده كه : حضرت فاطمه عليها السّلام آن قدر آسيا گردانيد كه
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ، ج 43 ، ص 81 به نقل از علل الشرائع ، ص 181 . ( 2 ) سورهء ضحى ، آيهء 5 . ( 3 ) بحار الأنوار ، ج 43 ، ص 76 . ( 4 ) بحار الأنوار ، ج 43 ، ص 84 .