تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
يعنى نورانى به نور صورى و معنوى . و بدان كه اين حديث شريف دلالت كند بر اين كه امير المؤمنين عليه السّلام از جميع پيغمبران و اوصياى ايشان ، به غير از پيغمبر آخر الزّمان افضل مىباشد ، بلكه بعضى استدلال بر افضليّت فاطمهء زهرا عليها السّلام بر ايشان نيز كرده‌اند « 1 » انتهى . و در احاديث متواتره از طريق خاصّه و عامّه روايت شده است كه آن حضرت را براى اين فاطمه ناميده‌اند كه حقّ تعالى او را و شيعيان او را از آتش جهنّم بريده است . « 2 » و روايت شده كه از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم پرسيدند كه به چه سبب فاطمه را « بتول » مىنامى ؟ فرمود : براى آن كه خونى كه زنان ديگر مىبينند او نمىبيند ، ديدن خون در دختران پيغمبران ناخوش است . « 3 »

[ فضايل آن حضرت ]

شيخ صدوق رحمه اللّه به سند معتبر روايت كرده است كه چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم از سفر مراجعت مىفرمود ، اوّل به خانهء حضرت فاطمه عليها السّلام تشريف مىبردند و مدّتى مىماندند و بعد از آن به خانهء زنان خود مىرفتند . پس در بعضى از سفرهاى آن حضرت جناب فاطمه عليها السّلام دو دست بند و گلوبند و گوشواره از نقره ساخت و پرده بر در خانه آويخت ، چون آن جناب مراجعت فرمود به خانهء فاطمه عليها السّلام تشريف برد و اصحاب بر در خانه توقّف نمودند ، چون حضرت داخل خانه شد و آن حال را در خانهء فاطمه مشاهده فرمود غضبناك بيرون رفت و به مسجد درآمد و به نزد منبر نشست ، حضرت فاطمه دانست كه حضرت براى زينتها چنين به غضب آمدند ، پس گردن‌بند و دست‌برنجنها و گوشواره‌ها را كند و پرده‌ها را گشود و همه را به نزد آن جناب فرستاد و به آن شخص كه آن‌ها را مىبرد گفت : به حضرت بگو كه
هامش
( 1 ) جلاء العيون ، فصل دوم ، ص 162 ؛ بحار الأنوار ، ج 43 ، ص 10 ذيل ، حديث 1 . ( 2 ) علل الشرائع ، ص 179 ؛ بحار الأنوار ، ج 43 ، ص 14 به نقل از علل ؛ كشف الغمه ، ج 2 ، ص 91 ؛ المحجة البيضاء ، ج 4 ، ص 212 ؛ مناقب ، ج 3 ، ص 329 . ( 3 ) معانى الاخبار ، ص 64 ؛ جلاء العيون ، ص 165 .