پدرش نگاه كرد به نور نبوّت كه در ميان ديدگانش مىدرخشيد سخت شادان شد و شتران قربانى كرد و مردم را اطعام نمود و فرمود :
انّ هذا كله نزر فى حقّ هذا المولود . « 1 »
« هنوز اينها اندك است در حقّ اين مولود . » گويند هزار شتر بود كه قربانى كرد .
و چون نزار به معنى اندك است آن طفل به نزار ناميده شد ، و چون به حدّ رشد رسيد و پدرش وفات كرد نزار در عرب مهتر و سيّد قبيله گشت ، و چهار پسر از وى پديدار گشت ، و چون اجل محتوم او نزديك شد از ميان باديه با فرزندان به مكّهء معظمه آمد و در مكّه وفات كرد و نام پسران او چنين است :
اوّل ربيعه ، دوّم أنمار ، « 2 » سيّم مضر ، چهارم إياد . « 3 » و از براى ايشان قصّه لطيفهاى است معروف در مقام تقسيم اموال پدر و رجوع ايشان به حكم أفعى جرهمى كه در علم كهانت مهارتى تمام داشت و در نجران مرجع اعاظم و اشراف بود . « 4 »
و از انمار دو قبيله پديد آمد خثعم و بجيله ، و اين دو طايفه به يمن شدند ، و به اياد منسوب است قسّ ابن ساعدهء ايادى كه از حكماء و فصحاى عرب است ، و از ربيعه و مضر نيز قبايل بسيار پديدار شد چنان كه يك نيمهء عرب بديشان نسب مىبرند ، و بدين جهت در كثرت ، ضرب المثل گشتند .
در فضيلت ربيعه و مضر بس است خبر نبوى صلّى اللّه عليه و آله و سلم : « لا تسبّوا مضر و ربيعة فانّهما مسلمان . » « 5 »
هامش
( 1 ) نك : النّفحة العنبرية فى انساب خير البرية ، ص 34 .
( 2 ) مادر اين دو جداله نام داشت .
( 3 ) مادر اين دو تن سوره دختر عك بود بود .
( 4 ) نك : الكامل ، ج 10 ، ص 563 - 564 ؛ حياة الحيوان دميرى در « الافعى » ؛ سمط النجوم العوالى ، ج 1 ، ص 154 - 153 ؛ الاذكياء ابن جوزى .
( 5 ) مضر و ربيعه را دشنام ندهيد زيرا آنها مسلمان بودند . الكامل ج 10 ، ص 565 ؛ الفردوس بمأثور الخطاب ، ج 5 ، ص 14 .