عبّاس گفت : يا رسول اللّه ! جمال مرد به چه چيز است ؟ فرمود : به راستى گفتار در حقّ .
پرسيد كه كمال مرد به چه چيز است ؟
فرمود كه : پرهيزكارى از محرّمات و نيكى خلق . « 1 »
و از حضرت امام رضا عليه السّلام روايت شده كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم فرمودند كه حرمت مرا در حقّ عبّاس رعايت كنيد كه او بقيّهء پدران من است . « 2 »
و ابن بابويه روايت كرده است كه : روزى جبرئيل بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم نازل شد و قباى سياهى پوشيده بود و كمربندى بر روى آن بسته بود و خنجرى بر آن كمربند زده بود ، حضرت فرمود : اى جبرئيل ! اين چه زىّ است ؟ جبرئيل گفت : زىّ فرزندان عمّ تو عبّاس است ، يا محمّد ! واى بر فرزندان تو ، از فرزندان عمّ تو عبّاس .
پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم از خانه بيرون آمد ، و با عبّاس گفت : اى عمّ من ! واى بر فرزندان من از فرزندان تو .
عبّاس گفت : يا رسول اللّه ! اگر رخصت مىدهى آلت مردى خود را قطع مىكنم .
حضرت فرمود كه : قلم « 3 » جارى شده است به آنچه در اين امر واقع خواهد شد . « 4 »
و از ابن عبّاس روايت كرده است كه : روزى على بن ابى طالب عليه السّلام از حضرت
هامش
( 1 ) امالى شيخ طوسى ، ص 497 .
( 2 ) بحار الأنوار ، ج 22 ، ص 286 ؛ امالى شيخ طوسى ، ص 362 .
( 3 ) بعضى گفتهاند مراد آن است كه آلت مردى بريدن تو فايده نمىكند ، زيرا كه عبد اللّه از تو به هم رسيده است و آن فرزندان از او به هم خواهند رسيد ، و محتمل است كه مراد معنى ديگر باشد . ( م ) و آن معنى اين است كه : حكم الهى چنين جارى نشده است كه به جرم كسى ديگرى را سياست كنند و به گناه واقع نشده كسى را عقوبت كنند . هر دو احتمال از علامهء مجلسى ( ره ) . [ نك : حياة القلوب ، چاپ انتشارات سرور ، ج 4 ، ص 1589 ] .
( 4 ) بحار الأنوار ، ج 22 ، ص 286 ؛ من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 252 .