پس از دفن مستحسن داشته است جهت آنكه سلف صالح و علماى شام « 136 » تلقين ميت دادهاند و به ياد ايشان آوردهاند شهادات و توحيد را .
الحديث : روايت « 137 » مىكند مسلم از عمر و پسر « 138 » عاص « 139 » كه به پسر خود « 140 » گفت چون بميرم هيچ نوحهگر مصاحب من مگردان و هيچ آتش مكن و چون مرا در گور نهى زود بر من خاك بريز « 141 » بعد از آن بنشين بر حوالى گور من به مقدار آن ساعتى « 142 » كه حيوانى را بكشند و گوشت او را قسمت كنند تا من استيناس يابم بشما و بدانم كه بازگشتهام به خدا و فرستادگان او « 143 » و اين حكايت « 144 » دليل است بر آنكه مرده استيناس مييابد به زيارت كردن دوستان و خويشان و ياران مسلمان « 145 » .
الحديث : روايت كرده است غزالى رحمة الله عليه از عايشه كه گفت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود « 146 » هيچ مردى به زيارت گور برادر خود نرود و ننشيند نزد وى الا كه « 147 » مرده
هامش
- من الله تعالى لعباده و هو من جملة المنازل الاخره و مواقفها ( نظر باينكه ترجمه نامفهوم بود عين عبارت شد الازار نقل گرديد ) - صفحه 7 شد الازار .
( 136 ) - جها : عظام .
( 137 ) - مد : كرده .
( 138 ) - جها : از عمر كه به پسر .
( 139 ) - جها : به پسر خاص مد : از عمر پس خاص .
( 140 ) - چون هر دو عبارت نسختين خالى از اشتباه نبود عبارت متن با توجه بمتن شد الازار تصحيح قياسى گرديد .
( 141 ) - جها : بر گور من خاك ريز .
( 142 ) - جها : ساعت .
( 143 ) - جها : فرستادگان خداى .
( 144 ) - مد : و فرستادگان او بازگشتند . جها : و فرستادگان خداى بازگشتند به نظر ميرسد كه بازگشتند در هر دو نسخه زائد است زيرا فاعلى براى آن نيست و اصولا روشن است كه مترجم عبارت روايت را درست درك نكرده و ترجمه ابترى از آن كرده است براى مزيد اطلاع عين عبارت شد الازار نقل مىشود .
روى مسلم عن عمرو بن العاص رضى الله عنه قال لابنه و هو فى سياق الموت اذا انا مت فلا تصحبنى نائحة و لا نار فاذا دفنتمونى فسنو على التراب سنا لم اقيموا حول قبرى قدر ما ينحر جزور و يقسم لحمها حتى استانس بكم و اعلم ماذا اراجع به رسل ربى . نسختين مد و جها هر دو فاقد كلمه مسلم است .
( 145 ) - مد : از ياران مسلمان .
( 146 ) - مد : گفت .
( 147 ) - مد : برادر خود رود نبيند ترددى آن ! ! متن با مراجعه بشد الازار تصحيح گرديد .