داشت و هيچكس بر اوراد او مطلع نمىشد و در آخر عمر احوال آخرت بر وى كشف شد چنانچه گريه بسيار ميكرد و چيزى نمى - خورد و اصلا هيچ نمىچشيد تا از دنيا مفارقت كرد « 301 » .
مترجم كتاب گويد در صنعت بكاء اين شيخ مرا اين حديث بخاطر آمد كه حضرت مصطفى صلى الله عليه و آله و سلم فرموده است لو تعلمون ما اعلم لضحكتم قليلا و لبكيتم كثيرا يعنى اگر آنچه من مىدانم كه محمدم و آنچه من دانستهام از علوم اولين و آخرين اگر شما بدانيد هر آينه خنده شما كمتر شود و گريه شما بسيار گردد « 302 » و اگر شما را بنمايند درجات بهشت از شوق نعرهزنان و پاىكوبان و دستافشان گريهكنان در سماع آئيد و اگر دركات دوزخ را بدانيد از خوف جامهدران و گريهكنان و غمگين و حزين و زار و نزار شويد پس بايد به علم اليقين عمل خيرات كنيد و طاعت و عبادت بجاى آوريد تا به حدى كه علم اليقين شما عين اليقين شود بعد از آن بسبب علم و عمل به حق اليقين برسيد و بعبارتى ديگر اگر خواهيد راه روشن منزل هريكى موقوف يكى ديگر « 303 » .
چو پير در سخن آيد روان زبان دركش * ز روى صدق و صفا گوش واكن اى درويش
خطا روا نبود در لباس درويشى * بيا و توبه ز جرم و خطا كن اى درويش
شيخ زكى الدين كازرونى « 304 »
زاهدى پاك و عالمى مرضى بود و اخلاق ملكيه و آداب مرضيه
هامش
( 301 ) - درباره سال فوت و محل دفن در شد الازار چنين آمده است :
ما طعم و لا ذاق حتى فارق الدنيا فى جمادى الاولى من سنة ثمان و اربعين و ستمائه و مدفنه فى جوار شيخه ابى الفتح رحمة الله عليهم - شرححال صاحب ترجمه در شد الازار در ذيل نام الشيخ صفى الدين محمود الخبرى آمده است .
( 302 ) - مد . يعنى اگر آنچه من مىدانم كه محمدم و آنچه من دانستهام از علوم اولين و آخرين اگر شما بدانيد هر آينه خنده شما كمتر شود و گريه شما بسيار گردد .
( 303 ) - جمله ناقص به نظر ميرسد .
( 304 ) - مد : شيخ ركن الدين كازرونى .