صلى الله عليه و با صوفيان و درويشان مىنشست و از علما و مسافران در خانه فرومىآورد و مهماندارى نيكو بجا مىآورد بدرستى كه شرح كتاب غايه القصوى « 78 » به نيت خالص كرده است و آن شرحى وافى است كه هركس كه تفكر و تدبر در آن بنمايد مشكلات آن حل كند و عبارات عربيه بليغه در آن است و مقطعات فارسيه پاك دارد و از آن جمله اين دو بيت در نزد من هست :
اقبال چو مرغيست در اين كاخ فراخ * گستاخ پريده هر دم از شاخ بشاخ
در كاخ باقبال چه باشى دلشاد * كاين هر دو چو قلب شد چه اقبال و چه كاخ « 79 »
گوئيا اقبال چون قلب كردى لا بقا مىشود « 80 » و لفظ كاخ چون قلب كردى خاك مىشود و معنى آن تراب باشد و لا بقا للتراب و در سال هفتصد و پنجاه او را در حظيره خود دفن كردند با اولاد امجاد رحمة الله عليه « 81 » .
هامش
( 78 ) - الغايه القصوى نام كتب متعدده است و اينجا ظاهرا مراد غايه القصوى در فقه شافعيه تأليف قاضى ناصر الدين عبد الله بن عمر بيضاوى مشهور صاحب تفسير معروف انوار التنزيل و نظام التواريخ است ( رجوع شود بكشف الظنون ) .
( 79 ) - مد :اقبال چو مرغيست درين كاخ فراخ * گستاخ پريد هردم از شاخ بشاخ
در كاخ باقبال چه باشى دلشاد * كين هردو بقلب شد نه اقبال نه كاخجها :اقبال چه مرغى است در اين كاخ فراخ * كز شاخ پرد هر دم از شاخ بشاخ
در كاخ باقبال چو باشى دلشاد * كاين هردو بقلب شد نه اقبال و نه كاخشد الازار - در كاخ باقبال چه پائى دلشاد .
( 80 ) - مد : ميخواهد .
( 81 ) - درباره تاريخ فوت وى در شد الازار چنين آمده است .
قضى نحبه فى ليلة الرغائب من سنة ثلاث و خمسين و سبعمائة و دفن بحظيرته المباركة رحمة الله عليهم .
ليلة الرغائب شب اولين جمعهء ماه رجب است به شرط آنكه پنجشنبهاش نيز در رجب باشد ( نزهة القلوب طبع بمبئى ص 33 و شرح بيست باب ملا مظفر گنابادى ص 124 ) .