عارف بود كه وعظ ميفرمود در جامع جديد بلفظى فصيح و بيانى مليح . و او را اثرى بود در دلها و نفس او تأثيرى داشت و چند هزار كس در مجلس او مىبودند از صلحا و عباد ، تا روزى كه وفات كرد و در نزد پدرش دفن گرديد « 136 » .
شيخ شمس الدين عبد الصمد
پسر عارف عاشق او بود كه متأسى بطريقه پدران خود مىبود و چند سال در جامع عتيق وعظ ميفرمود و نوبههاى اجداد و مقامات پدران بجاى آورد « 137 » و حالات معنويه دريافت و ميگويند در جبين او نورى بود كه گاهگاه ظاهر ميگشت چنانچه بسيارى از حاضران ميديدند و مدفن او نزد پدر است « 138 » .
شيخ نجم الدين احمد « 139 »
شيخى عابد و عارف و موحد بود كه بهيبت و سكينه وعظ ميفرمود در جامع جديد و در انگشت سبابه او نورى بود كه گاهگاه ظاهر ميشد و جماعتى آن نور را مىديدند و او را در شطح سخنان روشن هست و با مشايخ معارضه بسيار كرده و مدفن او در نزد پدر اوست « 140 » .
شيخ عبد الرحيم « 141 »
واعظى صوفى بود كه خوئى خوب و خلقى خوش و ادبى نيكو
هامش
( 136 ) - در شد الازار تاريخ وفات وى چنين آمده است : توفى فى سنه اربع و سبعين و ستمائه .
( 137 ) - و وعظ الناس سنين فى مجامعهم و نوباتهم ( شد الازار ) .
( 138 ) - در شد الازار تاريخ فوت وى چنين آمده است :
توفى فى سنه ثمان و عشرين و سبعمائه .
( 139 ) - الشيخ نجم الدين احمد بن عبد الصمد ( شد الازار ) .
( 140 ) - در شد الازار تاريخ فوت وى چنين ضبط شده است :
توفى فى سنه اربع و اربعين و سبعمائه .
( 141 ) - الشيخ عبد الرحيم بن احمد ( شد الازار ) .