سيد جلال الدين محمد طويل « 49 »
سيدى بزرگ و عابد و بخشنده بود و نور رسول صلى الله عليه و آله و سلم گوئيا از جبين مبارك او مىتابيد . و درويشان را دوست ميداشت و با صالحان مىنشست « 50 » و صدقه بسيار بخوشدلى ميداد از مال حلال خود . و از حكام احتراز مىنمود و بيشتر اشتغال او بدرس و تلاوت قرآن بود و عمر عزيز در رضاى حق تعالى صرف ميكرد و او را رفعت و منزلت و عزت و رتبت عالى « * » بود .
چنان كه يك بار مريض گشت پس گفتند كه رب العالمين در خواب ديد « 51 » بعد از آن چون از خواب بيدار شد همچون كسى بود كه مرض بوى نرسيده بود و فرزندان خود را بدرس قرآن و علم و كلام تحريض ميفرمود و شعرى فرموده است كه معنى آن اين است كه مترجم ميگويد :
بيت
اى كه خواهى قوام و رفعت و جاه * كسب و جد و طلب ز حق ميخواه « 52 »
وفات او در سال هفتصد و چيزى از هجرت بود و مقبره او در خانه اوست رحمت الله عليه « 53 » .
هامش
( 49 ) - السيد جلال الدين محمد بن محمد المشهور بالطويل ( شد الازار ) .
( 50 ) - جها : و با صالحان خوش بود .
* مد : و رتبت وال - جها فاقد اين عبارتست :
( 51 ) - جها : گفتند كه حبيب رب العالمين در خواب ديد .
و له الجلال الموثل و الرتبة الرفيعه و العز العالى و مرض مرة فرأى رب العزه جل جلاله فى منامه ( شد الازار ) .
( 52 ) - در شد الازار چنين آمده است :تعلم قوام الخط يا ذا التأدب * فما الخط الا زينة المتأدب
فأن كنت ذا مال فخطك زينة * و ان كنت محتاجا فأفضل مكسب( 53 ) - سال فوت وى در شد الازار چنين آمده است :
توفى فى سنه اربع و خمسين و سبعمائه .