مولانا سراج الدين « 25 »
عالمى فاضل بود كه كتابهاى بسيار مينوشت و عاقلى سخندان بود و نسخههاى نفيسه عزيزه حاصل ميكرد « 26 » و بر وى حالتهاى عجيبه ظاهر ميشد . از آن جمله تعليم سلطان مير شيخ ابو اسحق بوى حواله شد و منزلت و مرتبت او زياده گشت . پس از چند سال شيخ مدرسه خاتونيه گشت و قضات و ائمه و صوفيان قصد ديدن وى ميكردند و توسل بوى ميجستند « 27 » و از علم توحيد و فن عرفان بخش شامل داشت رحمت الله عليه « 28 » .
فقيه نور الدين خفرى
حافظى متقى و خاشع و صابر بود در راه خداى كه تعليم خلق ميكرد و ارشاد مردم بعبادت حق مىنمود و طريقه اكابر پيش گرفته بود در زهد و صلاح . و بنور ايشان فايز گشت . متوفى شد در سال ششصد و چيزى از هجرت و او را دفن كردند در نزديك مدرسه سادات .
و پسر او حاج قوام الدين حيدر
صوفى شناسنده بود كه چند سال در كعبه مجاور بود « * » و مسافرت كرد بشام . و شيخان بزرگ آنجانب ديد و علماء ديرينه دريافت در شام . و كتابى چند تصنيف كرده است و او را ذوقى و وجدى و خوى نيكو بود . پس متوفى شد در شيراز و مدفن او در جنب پدر
هامش
( 25 ) - مولانا سراج الدين بن الشيخ ابى بكر ( شد الازار ) .
( 26 ) - جها : سخنهاى عزيزه را تفسير ميكرد - و حصل النسخ الغزيره - تصحيح قياسى ، نسخ : ( العزيزه ) با تنقيط كامل يا ناقص ( حاشيه شد الازار ) .
( 27 ) - مد : مىنمودند .
( 28 ) - درباره سال فوت وى در شد الازار چنين آمده است :
توفى فى سنه احدى و خمسين و سبعمائه .
* جاور بيت الله سنين كثيره .
( شد الازار ) .