از وى مىكند و كرامات بسيار و مقامات بيشمار دارد و متوفى شد در سال پانصد و شصت و پنجم از هجرت « 33 » و قبر او نزد قبر پدر اوست رحمت الله عليه .
شيخ موفق الدين « 34 »
مسافرت حجاز و عراق كرد و علوم حاصل نمود و حديث شنيد و صحبت پيران دريافت و بسيار در صحبت شيخ ابو الحسن كردويه بود بعد از آن در مسجد عتيق مجاور شد و هرروز يك ختم قرآن ميكرد و درس علم نيز ميگفت ديگر وقتها . فقيه « 35 » ميگويد ترسناكتر از وى نديدم و مهربانتر از وى در ميان بندگان نشناختم و هرگز كسى نديد كه بر كسى خشم گرفته و فضولى كرده باشد « 36 » و كرامات بسيار از وى ميديدم و او ميگفت احوال من ظاهر مكن ، ظاهر نكردم مگر پس از وفات او . متوفى شد در ششصد و سى و ششم از هجرة و قبر او در جنب پدر اوست رحمة الله عليه .
هامش
( 33 ) - چنين است در ب ق ، م : خمس و ستين و ستمائة شيرازنامه ص 120 : ثلاث عشرة و ستمائة ، - تاريخ مذكور در شيرازنامه از تاريخ هرسه نسخه شد الازار اقرب بصواب به نظر ميآيد و در هر صورت تاريخ نسخهء م يعنى سنهء 665 تقريبا بنحو قطع و يقين غلط بايد باشد چه لازمهء آن اين خواهد بود كه وفات صاحب ترجمه صد و هفده سال بعد از وفات پدرش شهاب الدين ابو بكر مصالحى مذكور بلافاصله قبل متوفى در سنهء 547 باشد و اين بغايت مستبعد است عادة ، ( حاشيه علامه قزوينى بر شد الازار ) .
( 34 ) - بشهادت صريح شيرازنامه ص 120 و نيز بقرينهء اينكه مؤلف در آخر اين ترجمه گويد : « و دفن عند ابيه و جده بباب سلم » با ملاحظهء عادت معهود او بايراد اين نوع تعبير در موارد ذكر ابناء بلافاصله بعد از تراجم آباء اين شخص پسر صاحب ترجمهء قبل است ، نام اين شيخ موفق الدين بتصريح شيرازنامه ص 120 و 121 محمد است ، - ( حاشيه علامه قزوينى ) .
( 35 ) - جها : فقير .
( 36 ) - قال الفقيه ما رأيت ارق قلبا و ارأف على عباد الله منه مارئى مدة عمره انه غضب على احد او تعرض لفضول ( شد الازار ) .