بوجود آمدند و بيشتر روايات و اجازات از شيخ گرفت و او را اجازات و روايات خود داد « 114 » و بدانك او را مجموعهها و رسالههاست . متوفى شد در سال هفتصد و دوازده از هجرت و او را در بقعه كه مشهور است بكسائى دفن كردند و در بقعه جماعت اوليا و عباد مدفونند از فرزندان شيخ و سادات « 115 » .
شيخ يوسف جويمى
سالكى صاحب علم و بصيرت و عرفان و ذوق بود و در سماع صاحب وجد و دقيقههاى سلوك ميشناخت و عارف بود بواقعه قوم « 116 » و خلوت بسيار داشته بود و شطح و مقامات بلند نميورزيد و از ظاهر شرع تجاوز نمىكرد « 117 » و بسيار كرامات از او روايت ميكردند مردم عدل .
مؤلف كتاب روح الله روحه ميگويد كه گاهگاه او را ميديدم و بمشاهده فرحبخش او ميرسيدم و بآواز ذكر وى و خبر و حكايت مشايخ او خوشوقت ميگشتم و از شيخان او « 118 » يكى شيخ احمد بازارو بود كه مشهور است بصفاى وقت و سمو احوال در كشف و عبادات و در عصر او كسى ديگر نبود « 119 » متوفى شد در سال هفتصد و چيزى از هجرت و او را دفن كردند در بقعه كه در محله سختويه است رحمت الله عليه .
شيخ زيدان بن عثمان
ميگويند از اولاد عثمان بن عفان است و از درستى اين خبر
هامش
( 114 ) - فزوجه بنتا له لما رآه لها اهلا و اجاز له رواية سائر مروياته و مجازاته ( شد الازار ) .
( 115 ) - جها : از مشايخ و سادات .
( 116 ) - عارفا بواقعات القوم ( شد الازار ) .
( 117 ) - ما شرع فى شيئى من الشطح و ماتفوه بما يخالف ظاهر الشرع ( شد الازار ) .
( 118 ) - جها : مشايخ او .
( 119 ) - و من اعيان شيوخه الشيخ فخر الدين احمد المشهور ببازار و الفائق بصفاء وقته و سمو حاله و كثرة مكاشفاته على ابناء جلدته فى زمانه ( شد الازار ) .