به من نميرسانند مادام كه با ايشان نشستهام و هرگاه كه از ايشان غايب ميشوم غيبت من نميكنند و صحبت ايشان آخرت به ياد من مياورد « 32 » و بسيارى از صلحا ملازمت وى ميكردند و معتقد وى مىبودند و معاش وى از كتابت مصحف بود وفات شيخ در سال ششصد و شش از هجرت بود و او را دفن كردند و بر او قبه ساختند و خراب شد « 33 » بعد از آن مسقف كردند « 34 » رحمة الله عليه .
شيخ زين الدين ابو سعد صالح كازرونى « 35 »
در وقت جوانى از توانگران كازرون بود او را بيطار نسبت كردهاند از بهر آنكه در آن بقعه « 36 » اقامت كرده بود و ميگويند كه شيخ او را بنزد خود خواند و او را نصيحت كرد در خواب پس
هامش
- ص 1 از فهرست اسامى نواحى فارس ) ، و صاحب و صاف بيت ذيل را كه بنحو ايهام شامل عدهء از بلوكات فارس است و در ضمن تلفظ جويم نيز از آن معلوم مىشود در جلد 4 ص 446 آورد :گر كارزين نگردد جويم بفال خوب * معبر كه گشت چهرهء آمال همچو قير( كارزين و جويم و فال و قير همه اسامى بلوكاتى است در فارس و معبر نام قديم قسمت جنوبى سواحل شرقى شبهجزيرهء هندوستان بوده كه در نقشههاى امروزه بنام سواحل « كرماندل » معروفست .
( 32 ) - جها : من ميدهد .
( 33 ) - جها : و قبه ساخته خراب شد .
( 34 ) - جها : بعد از آن وفات شيخ در سال ششصد و شش از هجرت بود و او را دفن كردند در مقبره اجداد خود .
( 35 ) - جها : - مد - شيخ زين الدين ابو سعيد بن صالح كازرونى - الشيخ زين الدين ابو سعد صالح بن مويد الكازرونى ( بيطار ) شد الازار .
چنين است اين عنوان در ق ب ، م « ابو سعد » را ندارد ، - كلمهء « البيطار » را كه ما بين دو قلاب علاوه كردهايم در هيچيك از سه نسخه ندارد ولى بدون هيچ شبهه از قلم ناسخ افتاده و وجود آن ضرورى است اولا بقرينهء عبارت خود مؤلف بلافاصله بعد از عنوان : « نسب الى البيطار لانه اقام فى تلك الزاوية » كه بدون علاوهء كلمهء « البيطار » در عنوان اين عبارت به كلى بىمعنى و لغو خواهد بود ، و ثانيا بقرينهء صريح عبارت شيرازنامه ص 97 كه در ختام ترجمهء احوال ابو عبد الله بيطار سابق - الذكر گويد به عين عبارت : « خادم مزار او شيخ سالك ابو سعيد بن صالح [ ظ : ابو سعد صالح ] معروف به بيطار از كازرون بوده در كازرون شيخ حسين را بخواب ديد و او را دعوت فرمود از پدر [ كسب ] اجازت كرد و بشيراز آمد الخ » ، - ( حاشيه علامه قزوينى ) .
( 36 ) - يعنى بقعه ابو عبد الله حسين بن اسحق بيطار .