داشت و بقعه او جاى صالحان و درويشان بود از مسافران و غريبان . و هميشه از اهل معارف خالى نميشد « 318 » و مجاور مىبود در منظر و بعبادت خداى تعالى مشغولى داشت و مجاورانرا نفقه ميكرد و گاه بود كه جماعتى از درويشان گرد ميشدند و خادم را ميگفت تا با ايشان مىنشست از بهر استقامت « 319 » خاطر ايشان و چون از اوراد فارغ ميگشت طلب ايشان ميكرد و بلطف و بشاشت احوال درويشان مىپرسيد و ميگفت خوش باشيد و خوش بنشينيد و خادم طعام حاضر ميكرد و ايشان را حرمت ميداشت و استيناس بصحبت او ميگرفتند و ميگويند كه گاه بود كه در صباح و رواح بسيار اطعمه و انواع اشربه و ديگر چيزها به مهر و محبت خداى تعالى ايثار « 320 » ميكرد و گاه بود كه هيچچيز از خرج خانقاه موجود نبود « 321 » ميگفت بسم الله نسأل « 322 » من بركة الله و دو سه قدم گام مينهاد از براى دريافتن درجات پس در حال حاجت او قضا ميگشت و يكى از نوكران دست وى مىبوسيد و ويرا از موجود شدن حاجتى كه داشت خبر ميداد باذن الله تعالى و شيخ بمعبد خويش بازميگشت و در منظر بعبادت حق مشغول ميشد « 323 » .
متوفى شد در سال ششصد و چيزى از هجرت و او را دفن كردند در بقعه خود نزد پدرش بر لب خندق نزديك شيخ كبير رحمت الله عليه .
هامش
- شرح حال شخصى بعنوان « شيخ جمال الدين حسين بن محمد معروف بسرده » مسطور است كه قطعا بايد همين شخص صاحب ترجمه باشد كه در نام او و نام پدرش تقديم و تأخيرى بواسطهء سهو نساخ يا طابع در طبع بسيار سقيم كتاب مزبور روى داده و بجاى محمد بن حسين « حسين بن محمد » نوشته شده است . ( حاشيه شد الازار ) .
جها : سروه .
( 318 ) - مد : و اهل معارف هميشه خالى نميشد .
( 319 ) - جها : ترويح .
( 320 ) - مد : انبار !
( 321 ) - جها : گاه بود كه از خرج خانقاه مأيوس مىبود .
( 322 ) - مد : بسم الله نسل من بركة الله . جها : بسم الله بسبيل الله من بركة الله .
( 323 ) - و مهما لم يكن عنده شيئى خرج من الخانقاه و يقول بسم إله نسأل من بركة إله فيمشى خطوات طلبا لنيل الدرجات فيقضى الله تعالى فى الحال احد الاغنياء ذوى المال يسلم عليه و يقبل يديه فيقول ما سبب خروج الشيخ عن متعبده فيقول خرجنا نطلب رزق الله لاهل الله فيقضى حاجته باذن الله فيرجع عودا على بدئه و يقول الحمد لله . ( شد الازار صفحه 94 )