مولانا نور الدين خراسانى « 256 »
عالمى عامل و متقى كامل بود « 257 » كه خلايق او را به يكديگر مينمودند و بحجاز و عراق و شهرها رفته و مسافرت نموده از بهر طلب رزق حلال تا به آخر او را حواله بشيراز شد و در شيراز زن خواست « 258 » بعد از آن درس ميگفت و حديث ميخواند و تصنيف ميكرد و كتابها در راه دين ساخته است يكى از آن لطايف التفسير است و ديگر زبده در احاديث حضرت سيد المرسلين « 259 » كه جمعى است بر حروف تهجى « 260 » و از شهرت اجتناب مينمود و مال حاكمان قبول نميكرد و بدر خانه ايشان نميرفت « 261 » .
و از براى جمعه و جماعت مىآمد و هيچكس را اجازت نميداد كه از پيش يا عقب وى رود و اوقات او مصروف توشه آخرت بود تا زمانى كه وفات كرد در ماه ربيع الاول در سال هفتصد و چهل و دوم از هجرت « 262 » .
شيخ ابو بكر علاف « 263 »
بحر حقايق و درياى معارف و مشار اليه در علوم و حسن
هامش
( 256 ) - مولانا نور الدين محمد بن الحاج شرف الدين عثمان خراسانى ( شد الازار ) .
( 257 ) - مد : عالمى عامل متقى كامل بود .
( 258 ) - جها : عيال گرفت .
( 259 ) - كتاب الزبده فى احاديث سيد المرسلين ( شد الازار ) .
( 260 ) - جمعها على ترتيب حروف تهجى ( شد الازار ) .
( 261 ) - بعد از كلمه نميرفت در نسخه مد آمده است : وصيت و صدا و زيارت كه عبارتى نارسا و بىمعنى است از اين جهت از متن حذف گرديد كه اخلالى در جمله بوجود نيايد منتهى از جهت اطلاع قارئين عظام عين عبارت شد الازار در اين مورد نقل ميگردد :
و كان يحذر الشبهات جدا و يجتنب الشهرة و الصيت و قبول اموال الحكام و دخولهم عليه اللزيارة فى ايام . . . ( شد الازار صفحه 80 ) .
( 262 ) - شرح احوال ابن نور الدين محمد خراسانى در شيرازنامه ص 145 نيز مذكور است و صاحب شيرازنامه بتصريح خود او از تلامذه صاحب ترجمه بوده و تاريخ وفات او نيز در شيرازنامه بعينه مطابق با كتاب حاضر است ( حاشيه شد الازار ) .
( 263 ) - الشيخ ابو بكر هبة الله بن الحسن العلاف ( شد الازار ) .