فصل
حق تعالى سليمان را به كودكى حكم و نبوّت داد ؛ بقوله تعالى :
« فَفَهَّمْناها سُلَيْمانَ »
. « 1 » همچنين پيش خاصّ و عام مشهور است كه ابو حنيفه گفت : مىگويند كه خاندان رسول صلى اللّه عليه و آله علم ناخوانده دانند .
در سراى صادق عليه السّلام شدم و موسى بن جعفر عليهما السّلام را ديدم كودك . پرسيدم كه : غريب در شهر خويش حدث كجا كند ؟ مرا گفت :
اسأت الادب يا شيخ ! فاين السّلام ؟ ! من خجل شدم و از پيش او برفتم . و دوم كرّت بازآمدم و سلام كردم و سؤال كردم . ابو حنيفه گويد كه : چون جوابها بگفت ، گريه بر من افتاد . « 2 » و اين معنا شرح بيايد كه چه پرسيد و چه گفت .
و همچنين ابو جعفر ثانى با يحيى بن اكثم قاضى پيش مأمون ، و وى را عليه السّلام نه سال بود ، حلّ مشكلها كرد . و آن نيز گفته شود .
و حديث بريههء نصرانى مشهور است كه با هشام بن حكم دستورى « 3 » خواستند تا در خدمت صادق عليه السّلام روند . در دهليز موسى بن جعفر
هامش
( 1 ) - انبيا ( 21 ) / 79 .
( 2 ) - الثاقب / 171 ، اعلام الورى / 297 .
( 3 ) - دستورى : اجازه ، رخصت ، اذن .