تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب الطاهرين ( فارسي ) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥

فصل

قال تعالى :
« يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَ الطَّيْرَ »
. « 1 »
« أَوِّبِي »
گويند كه معناه : سيرى نهارا ، و گويند كه : سبّحى . اگر سير است ، قصّه آن گذشت در قصّهء كوه به كلام صادق عليه السّلام . ابو بصير گويد كه : مردى به خدمت صادق ( ع ) آمد و گفت : حقّ مؤمن چيست يا امام ؟ « 2 » گفت : به طرف احد بيرون رو . مرد به جانب احد بيرون شد . چون آنجا رسيد ، نگاه كرد ، آنجا امام عليه السّلام را ديد كه ايستاده بود و نماز مىكرد و اسب وى ايستاده بود . ناگاه گرگى بيامد و با آن حضرت سرّى مىگفت چنان كه مردى با مردى گويد . امام گفت : بكردم . مرد گفت : من آمده بودم تا از چيزى پرسم ، خود از آن عجب‌تر بديدم ! يا بن رسول اللّه ، مسارّهء گرگ با تو از چه چيز بود ؟ امام عليه السّلام گفت : مرا گرگ خبر داد كه زنم در عسر ولادت گرفتار شد ، دعا كن تا ولادت بر وى آسان گردد ، من گفتم : فعلت . يعنى دعا كردم به شرط آنكه خداى تعالى از نسل وى كسى را بر
هامش
( 1 ) - سبأ ( 34 ) / 10 . ( 2 ) - الثاقب / 164 : « ما حقّ الامام » . در پاورقى يادآورى شده كه در بعضى نسخ « ما حقّ المؤمن » است . لذا ظاهرا « يا » در متن براى ترديد است نه ندا .