در بهشت باشند و پدر خير خلق اللّه در دوزخ . و نيز امّت را بر وى فخر باشد كه ايشان اولاد اسلام باشند و وى - حاشا - كافر زاده . و نيز كافر نجس و صلب و رحم وى نجس ، و هر چه از نجس حاصل شود هم نجس باشد و نشايد كه رسول ( ص ) بدين صفت بود .
و چون اسلام عبد اللّه و ابو طالب ثابت شد ، تفضيل ايشان بر عالميان ثابت شد به قرابت با رسول ( ص ) و صلهء « 1 » رحم . و اولاد ايشان بعضى به مقام بعضى بودن اولاتر باشند ؛ حيث قال تعالى :
« وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُهاجِرِينَ »
. « 2 » در اين آيت سه صفت مذكور است ؛ ايمان و هجرت و قرابت ، و هر سه در على عليه السّلام جمع بود . امّا عبّاس مهاجر نبود زيرا كه وى را در حرب بدر گرفته بودند و هجرت نكرده بود و نيز عمّ پدرى بود و على ( ع ) ابن عمّ پدرى و مادرى . و دليل بر اين آنكه :
روزى رسول ( صلعم ) نماز مىكرد و على ( ع ) در جنب وى .
ابو طالب آنجا بگذشت و ايشان را در نماز ديد . چون فارغ شدند گفت :
يا بن الاخ ، ما هذا ؟ رسول ( ص ) گفت : عبادتى است كه خداى تعالى مرا بدين فرموده و مرا بدين فعل ثواب دهد . جعفر با وى بود . گفت با جعفر :
يا بنىّ ، صلّ جناح ابن عمّك . على عليه السّلام بر جانب راست ايستاد و جعفر بر جانب چپ و رسول ( ص ) نماز به جماعت كرد . و آن اوّل جماعت بود در اسلام . چون ابو طالب آن جمعيت بديد ، اين ابيات انشا كرد :
هامش
( 1 ) - ل : « صلب » .
( 2 ) - احزاب ( 33 ) / 6 .