دارد .
شهرهايش : « سنبل » ، « ايذج » ، « تيرم » ، « بازنگ » ، « لاف » ، « غروه » ، « بابج » ، « كوزوك » همگى كوهستانى ومهم هستند .
گزارش :
شوش « 1 » : قصبهايست خوش وآبادان با مردم نيكانديش وبازارهاى روشن ، نان نيكو ، آبهاى روان آسياهاى شهر را مىگرداند ، گرمابهها پاكيزه ، شيرينى ارزان ، آباديها دلگشا ، حومهاش زيبا نعمت فراوان ، نيشكر شگفتانگيز ، دانش ، قرآن ، حديث ، أدب ، سنّت وو جماعت دارند . جامعي هموار ، با ستونهاى گرد دارد ، ولى مردم حنبلي هستند وتابستانش خوب نيست ، فاحشة خانه در كنار مسجد باز است . قاريان وپيرانشان بىهيبتند ومذكّران بىارزش . وقت مردم به رقص [ وخوشى ] مىگذرد ، بيشتر ايشان « حبّى » « 2 » هستند شهر ويرانه است ومردم در ربض زندگى مىكنند . شهر بر تپهاى آباد بوده وبارو داشته ولى لشكريان عمر با ايشان سخت جنگيده [ هنگام فتح ] ويرانش كردند . گور « دانيال » در [ ميان ] نهرى پشت شهر است ، در كرانهء نهر برابر قبر مسجدى زيبا است * ، قبر هم شناخته نيست ودر آب است .
وداستانى دارد .
بصنّا : كوچك ، ولى آباد است . زن ومردش ، فرش بافى
و
هامش
( 1 ) متن سوس
( 2 ) گروهى مسلمان گنوسيست كه سماع را عبادت دانند وعبادت بىموزيك ندارند نيز ص 403 .