وآن خورهايست كه خورههاى ويران شده باستانى را در برگرفته است ، كه « مناذر بزرگ » ، « نهر تيرى » ، « بلد » باشد . من از آنها در نهر ريّان گذشتم وساختمانى شگفتانگيز ديدم وشنيدم كه از دجله تا نهر خوزستان بوده . پس من از قاضى « خوزيه » « 1 » كه با من در كشتى بود پرسيدم كه : چرا ويران شده است ؟ وى گفت : هنگامى كه زنگيان بر مبرقع گرد آمده ، بدين سرزمين درآمدند آن را چنين كردند . أو گفت :
اهواز از بصره مهمتر مىبوده است ، وهنوز هم مردم با كاوش زمين گنجها وظرفهاى مسين وجز آن را از زير آوارها بيرون مىآورند .
از شهرهاى اهواز آنچه را من شناختهام : « نهر تيرى » ، « مناذر بزرگ » ، « مناذر كوچك » ، [ وباقي شهرها ] : « حوزدك » ، « بيروه » ، « چهارشنبه بازار » « 2 » ، « حصن مهدى » ، « باسيان » ، « شوراب » ، « بندم « 3 » دورق » « 4 » ، « سنه » ، حبّى .
دورق : خورهايست * هممرز با عراق بر كنار « قرنه » . از شهرهايش :
« آزر » ، « اجم » ، « بخساباد » ، « دز » ، « اندبار » ، « ميراقيان » ، « ميراثيان » « 5 » .
رامهرمز : خورهايست هم مرز فارس ، كوهستانى آباد ودلگشا وپر از خرما وزيتون وحبوب است ، در دشت آن جز اندك كشتزار نيست ، نيشكر ندارد ، نهرهاى سرزمين به آن نمىرسد وخود نهرى جداگانه
هامش
( 1 ) چ ع 419 : 16 .
( 2 ) از هفته بازارهاى خوزستان بوده است كه در بالا ياد شد .
( 3 ) مندم چ ع : 419 : 4
( 4 ) ص 27 : 16 و 52
( 5 ) ج 52 و 406 .