زنجان : در سر حد است وفرسوده شده . نهرى كه راه از آن مىگذرد .
شهرهاى اين سرزمين همه خوب ، پر بركت ومركز ميوه وگوشت ونعمتهاى نيكو وارزان است .
كلياتى دربارهء اين سرزمين
زبان :
سرزمين سرد پر برف وباران واندكى سنگينى دارد ومردمش سرد وسنگينتر وپر ريش هستند زبانشان خوب نيست . در ارمنستان به ارمنى ودر ارّان به ارّانى سخن گويند . فارسي ايشان نيز فهميدنى است ونزديك به فارسي است در لهجه .
مذهب : مذهبشان استوار است ، ولى أهل حديث ايشان حنبلي * هستند . در « دبيل » مذهب أبو حنيفة حاكم است ودر شهرهاى ديگر نيز اقليتى يافت مىشوند .
روزى من در محضر أبو عمرو خوىّ به حديث شنودن بودم ، وى گفت : پرسشى بياوريد ! من ودوستى كه با من بود مسألهء « هبهء مشاع » را پرسيدم وسخنها گفتيم تا خسته شديم ، پس كاهل مردى آغاز كرد وخوب آمد . چون سخن ته كشيد ، من گفتم : خدايت مزد دهاد ، خوب روشن كردى ، پس خواهش كردم كه به نزدش آمد وشد كنم ! أو به من گفت : من از شما نيستم ! گفتم : پس چرا ايشان نيز