شَكّى : در دشت است واكثريت آن با نصارا وجامع آن در بازار مسلمانان است .
وَرْثان : در دشتى آباد است ، بازار در پشت شهر . نهر از جامع دور است .
بَيْلَقان : كوچك است ومردمى خوب دارد ، شرينى ناطف « 1 » آنجا معروفست .
ملازگرد : بارو دارد وچند منبرگاه « 2 » وباغستان بسيار دارد .
جامع كنار بازار است .
تبلا : مسلمانان در آن پانصد خانه دارند واكثريت با مسيحيان است ودلگشا مىباشد .
ابْخان : نيز دلگشايست ، مانند ديگر شهرهاى اين خوره .
قريهء يونس « 3 » : شهر ديراني است ، ومسلمانانى دارد .
باب الأبواب : ( دربند ) كنار درياى خزر ، واز سمت دريا بارو دارد . سه دروازه نيز دارد ، دروازهء بزرگ ، دروازهء كوچك ، ودروازهء ديگر در سمت دريا بسته است وباز نمىگردد . درهائى ديگر نيز در سمت دريا وسمت مسلمانان دارد .
هامش
( 1 ) ص 183 : 20 و 324 : 5 .
( 2 ) براي فرق ميان شهر منبرگاه وبىمنبر ص 193 پانوشت 3
( 3 ) متن : بلد الديراني ودر صفحهء آينده همين تعريف براي « قلعهء يونس » مدينة الديراني آمده ، وگويا هر دو يكى وديراني نسبت به ديران جمع دير باشد . وشايد در اينجا اسم خاص باشد .