دوم : بازگشت به رفتار سلف ( گذشتگان ) مانند دوگانه گفتن بندهاى اقامه « 1 » كه بنى أمية يكتاى آن را اندوخته بودند ، وسفيد پوشى كه بنى عباس آن را به سياه تبديل كرده بودند .
سوم : خود آوردههائى كه هر چند پيشينه تاريخي نداشتند ولى با ديدگاه پيشوايان هم ناسازگار نبود ، مانند افزودن حيعله « 2 » بر اذان وشرط كردن ديدار ماه در تعيين روز أول « 3 » ، وانجام دادن نماز كسوف با پنج ركعت دو سجدهاى . واينها « 4 » از مذهب شيعيانست . ايشان كتابهائى نيز دارند [ وبدستشان ديدم ] كه مىخوانند . من كتاب دعائم را بررسى كرده ديدم ايشان در بيشتر أصول همگام معتزليان وپيرو مذهب [ تناسخ ] إسماعيلي هستند واين سر را پنهان دارند وبا هر كس نگويند مگر به أو مطمئن شوند پس از آنكه أو را سوگند داده با أو پيمان بندند . از اين روى ايشان را باطنيان گويند كه ظاهر قرآن را به معنى دور وتأويلهاى بيگانه باز مىگردانند ومعنىهاى باريك از آن برآرند . واين مذهب ادريسيان است كه بر خورهء سوس اقصا دست يافتهاند ، ونزديك به مذهب قرمطيان است . مردم خاور وباختر دربارهء مذهب فاطميان سه گونه مىانديشند برخى آن پذيرفته باور دارند وبرخى آن را تكفير كردهاند وبرخى
هامش
( 1 ) جفت بندى اقامه در چ ع 481 : 10 نيز ديده مىشود .
( 2 ) مصدر ساختگى به معنى « حىّ على خير العمل در اذان .
( 3 ) براي تاريخچهء ماههاى هلالي وعددي كه از زردشتى به اسلام وارد شده است چ ص 441 پانوشت 1 ديده شود .
( 4 ) دعائم الاسلام نعمان مغربى 363 85 : 197 .