حطّهء بلند پايه ومرتبت ، درگاه صور ، پايگاه يقين ، گورگاه مريم « 1 » وراحيل ، پيوندگاه دو دريا ، جدائى گاه دو خانه « 2 » ، درگاه سكينه « 3 » ، گنبد سلسله ، منزلگاه كعبه ، با مشهدهاى بي شمار دگر ، وفضيلتهاى آشكار ، ميوه ، ارزانى ، درخت ، آب ، هم آخرت وهم دنيا را دارد . در آنجا دل نرمى پذيرد ، براي پرستش آماده شود ، اعضا براي آن [ چالاك ] مىشوند .
آرى دمشق در آنجا است كه بهشت زمين است ، صغر كه بصرهء كوچك است ورملهء دلگشا ، با نان سفيدش ، شهر خوب « إيليا » بي « لاوى » « 4 » حمص خوش آب وهوا كه به ارزانى شناخته شده ، كوه بصرى با انگورهايش * فراموش شدني نيستند ، طبريه باديهها ودرآمد بسيارش . دريا در سراسر باخترش كشيده شده وبارگيريهايش ويژهء اين سرزمين است ، كه سر ديگر آن در كرانهء درياى چين است . دشت ، كوه ، دره وجز آن در بر دارد . صحرا هم مرز [ شرقي ] آنست وبا راهى به تيما پيوسته است . كانهاى سنگ رخام ، اجزاى داروها ، ثروت ، رفاه ، بازرگانان ، فقيهان ، نويسندگان ، هنرمندان ، پزشكان شايسته دارد ، ولى ايشان از بيم روم خانه بدوشند ، شهرها ويران ، مرزها ناآرام مىباشد .
ايشان در دين ودانش وخرد مانند ايرانيان نيستند ، برخى مرتد شده ، برخى از ترس جزيه « 5 » بمانده ، فرمان بردارى مخلوق را بر أطاعت
هامش
( 1 ) ن . ك : ص 240 : 3 .
( 2 ) كعبه ومسجد اقصا ؟
( 3 ) قرآن ( فهرست كشف الكلمات مكرر ) همهء اين صفحه از افسانههاى ملى يهود است كه به عرب منتقل شده است .
( 4 ) لاوى ، يكى از دوازده سبط بني إسرائيل است كه بد نام بودند .
( 5 ) چون فشار عربها بر مذهبهاى آريائى سختتر از فشار بر مذهبهاى سامى بود ، گنوسيستهاى آريائى كرد وفارس در شرق فرات تا سند ، تنها با گذشت سه قرن گنوسيزم ملى خود را بصورت گنوسيزم اسلامى ( تصوف وتشيع درآوردند . ) بقيه در صفحهء بعد