مروه : ميان اينجا وحوراء آتشى در افتاد ، كه چيزها در آن مانند ذغال مىسوخت .
حجر : خانههاى مردم ثروتمند در اينجا شگفتانگيز است . سر درهاى خود را نقاشى وآذين بندى كردهاند [ جائى كه شتر صالح از سنگ بيرون آمد « 1 » در اينجا است ] .
طاغيه « 2 » : شهري ويران است در پشت چادرهاى أم معبد .
سروات : دژهايش شگفتانگيز است .
كمران : جزيرهايست در دريا وشهري در آنجا هست . آبى شيرين بنام عقل دارد . زندانهاى شاه يمن در آنجا است .
اخلاق مردم : مردم مكة جفا پيشهاند ، مردم يمن بىنزاكت هستند .
مردم عمان كم فروش وزيانآور وگنهكارند . زنا در عدن آشكار است .
مردم أحقاف ناصبي وگنگ هستند حجاز سرزمينى قحط زده وفقير است .
قبيلهها : از سروات آغاز وبه سوى شام كشيده شدهاند . پس سرزمين أغرّ بن هيثم وديار يعلى بن أبي يعلى تا سُرْدد وديار عنز وائل در بنى غزيّه وسپس ديار جرش وعتْل وجلاجل « 3 » * وديار شقره است ، كه خثعم « 4 » در آنجايند ، ودر ديار حارث شهريست كه ذنوب خوانده مىشود وبندر آن شرى ناميده مىشود ، سپس در خاك شاكر وعامر ودر بجيله ودر
هامش
( 1 ) قرآن 15 : 80 و 54 : 27 افسانهء صالح وشتر أو كه قيدار آن را پى كرد در لغتنامه از تاريخ گزيده وإمتاع الأسماع وحبيب السير نقل شده است . ص 151 .
( 2 ) قرآن 69 : 5 قوم ثمود در شهر طاغيه هلاك شدند .
( 3 ) ياقوت جلاجل را يك بار با نقطه وبار ديگر بي نقطه آورده است .
( 4 ) ص 126 : 16 .