من الجنّ و الأنس و مثل أعمالهم » « 1 » ؛ هر كس به سوى حاكم ستمگرى رود و او را به پرواى الهى امر نموده و موعظهاش كند و بترساند ، خداوند مانند اجر جن و انس و عبادات ايشان را به وى عطا كند .
بارى منتظران واقعى ، اين زمينهسازان ظهور با اقتدا به مولاى قائم عليه السّلام خود ، مشى مبارزاتى و قيام عليه دستگاه جبّاران را پيشهى خود مىسازند . آنان به هنگام شنيدن لقب مولاى خود « قائم » ( قيامگر ) به پا مىايستند و با اين عمل آمادگى هميشگى خود را اعلام مىدارند .
آنان پيام رئيس مذهب ، امام صادق عليه السّلام را كه فرمود :
« ليعدّ أحدكم لخروج القائم و لو سهما » « 2 » ؛ حتما هر يك از شما منتظران براى قيام حضرت قائم سلاح فراهم سازد ، هرچند يك تير .
لبيك مىگويند و خطاب به خداوند سبحان عرضه مىدارند :
« اللّهم إن حال بينى و بينه الموت الذى جعلته على عبادك حتما مقضّيا ، فأخرجنى من قبرى ، مؤتزرا كفنى ، شاهرا سيفى ، مجرّدا قناتى ، ملبّيا دعوة الداعي فى الحاضر و البادى » « 3 » ؛ بارالها ! هرگاه ميان من و مولايم مرگ حايل گردد كه سرنوشت حتمى بندگانت قرار دادهاى ، از تو مىخواهم كه مرا از قبرم بيرون آرى ، در حالى كه كفن به تن كرده ، با شمشير بركشيده و نيزهى برهنه ، دعوت آن داعى إلى الخير را در شهر و باديه اجابت كنم [ و در ركابش حاضر گردم ] .
* * * آنچه گذشت مرورى بود گذرا بر عوامل و ريشههاى دشوارى و سترگى وظيفهى منتظران و تكليف « انتظار » و طبعا همه نمىتوانند اين راه صعب العبور را تا پايان بپيمايند . بارى
« عاشقى شيوهى رندان بلاكش باشد »
ازاينرو ، در حديث شريف از حضرت باقر العلوم عليه السّلام وارد شده است كه :
« هيهات هيهات لا يكون فرجنا حتّى تغربلوا ، ثم تغربلوا ، ثم تغربلوا حتّى يذهب الكدر و يبقى الصّفو » « 4 » ؛ بىترديد فرج موعود ما [ براى شما ] حاصل نشود تا آنكه به سختى غربال شويد تا ناخالصان بروند و خالصان باقى بمانند .
هامش
( 1 ) . مستطرفات السرائر / ابن ادريس حلّى / ص 141 ؛ بحار الأنوار / ج 75 / ص 375 .
( 2 ) . بحار الأنوار / ج 52 / ص 366 .
( 3 ) . قسمتى از دعاى شريف « عهد » كه از امام صادق عليه السّلام صادر شده است .
( 4 ) . الغيبة / شيخ طوسى / باب امتحان الشيعة فى حال الغيبة / ص 206 .